تبليغاتX
ایران کهن
ایران باستان


ایران کهن








چگونگی تاسیس سلسله ماد و قدرت یافتن آن

اتحادیه های قبایلی شمال غرب ایران- قبایل ایرانی با همسایگان

خود در خارج از فلات ایران تنها روابط تمدنی نداشتند بلکه جنگ وتهاجم

نیز بارها میان آنان رخ میداد. کوهستان های شمال غربی ایران بیش از

هر جای دیگر ایران دستخوش تهاجم بود در این قسمت از گذشته های

دور اقوامی ساکن بودند و در آغاز هزاره اول قبل از میلاد قوم ماد نیز در

آنجا ساکن گردید . همسایه غربی این منطقه دولت آشور بود که پی در

پی به قصد کشور گشایی و باج ستانی و بدست آوردن برده و

سنگ های معدنی به آنجا هجوم می آورد. تنها راهی که پیش روی

ساکنان کوه های زاگرس قرار داشت ،پناه گرفتن در کوهستان و اتحاد با

یکدیگر بود. چنانکه پیش از این گوتی ها و لولوبی ها نیز برای مقابله با

مهاجمان متحد شده بودند. اما این اتحاد گستردگی و قدرت فراوان

نداشت.بنابراین لازم بود اتحادیه بزرگتری تشکیل گردد.در حدود سال هزار

ق. م. دولت اورارتو نیز مانند دولت آشور به کوهستان های شمال غربی

ایران چشم طمع دوخت و در نتیجه سالیان متمادی میان آن دو جنگ در

گرفت و فرصتی بدست آمد تا تعدادی از قبایل ساکن شمال غربی ایران

اتحادیه ای تشکیل دهند که به اتحادیه ماننایی مو سوم شد. اتحادیه

ماننایی برای مدتی توانست موقعیت خود را حفظ کند اما سرانجام در زیر

ضربات دولت آشور کمر خم نمود.تجزیه اتحاد ماد تنها به وسیله قبایل ماد

صورت گرفت و اتحادیه ای تاسیس گردید که به مراتب وسیع تر و

قدرتمند تر بود.در این اتحادیه قبایل ماد حتی از همراهی قبایل غیر آریایی

نیز استقبال نمودند. مقابله با تهاجمات آشوریان بر ایشان ضرورتی حیاتی

یافته بود. زیرا آشوریان در هر هجوم هر آنچه را می یافتند به غارت

می بردند ، خانه ها را ویران و مردان را اسیر می کردند و یا می کشتند.

کسی که هدایت قبایل ماد را بسوی وحدت بر عهده داشت دیااکو نام

 داشت.او از روسای طوایف بود. کدخدایی روستای خود را بر عهده

داشت. تشکیل اتحادیه قبایل ماد و بنیانگذاری دولت توسط آنان ،

آشوریان را بر آن داشت که بر شدت حملات خود بر کوهستان های

شمال غربی ایران بیفزاید. زیرا قدرت یافتن این اتحادیه می توانست برای

آشور اسباب دردسر باشد.در مقابل ماد ها برای آمادگی بیشتر در برابر

تهاجمات دژ هگمتانه را ساختند.ماد ها قبلا نیز از دژهایی که در

ارتفاعات می ساختند برای دفاع بهره می بردند، لیکن دژ هگمتانه دارای

دیوار های متعدد و توان دفاعی بیشتری بود.این دژ که در محل شهر

کنونی همدان قرار داشت مرکز دولت ماد بشمار می آمد و جایی بود که

ماد ها دیااکو را بر خود به فرمانروایی برگزیدند.دیااکو که حدود 708 ق. م.

به فرمانروایی ماد ها رسیده بود ، به قریب 50 سال حکومت کرد. در این

 مدت تمام مساعی اوصرف حفظ موجودیت اتحادیه ماد در برابر تهاجمات

آشوریان گردید. پسر و جانشین دیااکو خشتریتی (فرورتیش) نام داشت

. او از درگیری های ماد در بین النهرین و نواحی اطراف آن برای توسعه

قدرت قلمرو ماد بهره برد. اقدام اولیه خشتریتی  تشکیل ارتشی بود

که سیاست دفاعی ماد را بسوی تهاجم و لشکر کشی هدات کند.

به همین جهت ارتشی مجهز  تعلیم داد. این ارتش از یک سو اهداف

خارجی دولت ماد را تعقیب می نمود و از سوی دیگر توسعه تشکیلات

 ماد و تحول اجتماعی جامعه ماد را موجب می شد.

                                                           

                             مطالبی چند درمورد  هگمتانه 

دژ هگمتانه  ، که به دستور دیاکو ساخته شد

 

تحولی که جهت اصلی آن افزایش توان نظامی روسای طوایف

(واسپوهران) و گسترش املاک آنان بود. ارتش ماد به فرماندهی

خشتریتی توانست قلمرو ماد ها را در فلات ایران توسعه دهد مهمترین

موقعیت آن مطیع و متقاعد نمودن پارس ها بود. موقعیت های داخلی

خشتریتی ، او را بر آن داشت تا خاکی آشور را مورد تعرض قرار دهد. پس

از مدت ها اینبار کوه نشینان زاگرس بودند که بسوی آشور می تاختند هر

 چند آشوریان در این زمان ناتوان شده بودند اما در برابر تهاجم ماد ها

ایستادگی کردند و در همان حال آن دسته از قبایل سکایی را که با خود

متحد ساخته بودندبرای حمله به سرزمین ماد به کمک طلبیدند . این امر

 نشان می داد که دولت ماد علیرغم افزایش توان نظامی خود توجهی به

گسترش اقدامات سیاسی نداشته است. در نتیجه سکاها به سرزمین

ماد سرازیر شدند این در حالی بود که خشتریتی در میدان جنگ با

آشوریان جان باخت.

هوخ خشتر- قتل خشتریتی در سال 653 ق. م.

دولت ماد را در وضعیت خطرناکی قرار داد. هوخ خشتر پسر و جانشین

 خشتریتی اولین اقدامی که انجام داد حفظ موجودیت اتحادیه قبایل ماد

 بود ، و این در شرایطی که سکاها غلبه یافته بودند ، بدون قبول اطاعت

از آنان غیر ممکن بود.در نتیجه اتحادیه ماد در حالیکه دولتی بسیار ضعیف

داشت برای مدت بیست و هشت سال به زیر سلطه سکاها رفت . این

کار از سویی مانع از نابودی جامعه ماد به دست سکاها شد و از سوی

دیگر باعث شد تا مادها در پناه سکاها از انتقامجویی آشوریان در امان

بمانند . انچه که در این شرایط به کمک ماد ها آمد ، آن بود که سکاها

پس از غلبه بر ماد ، برای کسب قلمرو با آشوریان و سکاها که به غلبه

یکی بر دیگری نیانجامد فرصتی فراهم ساخت تا هوخ خشتر با بهره بردن

از آن قدرت ، ماد را احیا کند . احیای قدرت ماد با غافلگیر نمودن و کشتار

 سران سکاها به وسیله هوخ خشتر شتاب بیشتری یافت . به دنبال آن

بار دیگر شمال غربی ایران شاهد فرمانروایی ماد ها بود. علاوه بر آن

ماد ها بار دیگر نواحی مرکزی و جنوبی ایران را مطیع خود ساخت. ارتش

که خشتریتی  آنرا بنیانگذاری کرده بود  با بهره گیری از تجارت جنگی

سکاها قدرت بیشتری یافته بود.در خود توان عملیات خارجی را می دید .

هدف اصلی این عملیات ، دولت آشور بود علیرغم ضعف روز افزون ، خطر

 عمده ای برای ماد و همسایگانش به شمار می آمد . هوخ خشتر در

شرایطی آشور را مورد حمله قرار داد که دولت کلده نیز چنین

اندیشه ای را در سر داشت .

 

دولت ماد و کلده متحد شدند و متفقا پایتخت آشور را در محاصره گرفتند. در نتیجه

در سال 612 ق.م. نینوا سقوط کرد. چند سال بعد دولت کلده آخرین مقاومت های

 آشوریان را نیز در هم شکست و با نابودی آشور دولت های ماد و کلده مبدل به دو

دولت بزرگ آسیای غربی شدند. قلمرو دولت ماد در این زمان بخش وسیعی از فلات

ایران و هگمتانه شهری آباد و پرجمعیت به شمار میرفت.پس از این فتوحات و

استقرار امنیت ، وظیفه بعدی دولت ماد توجه به امور اقتصادی بود. اقتصاد ماد که

بر اساس گله داری بود نمی توانست جوابگوی نیازهای این دولت وسیع باشد.

لذا دست یافتن به تجارت آسیای غربی یعنی راههایی که از ایران و بین النهرین

به سواحل مدیترانه منتهی می شد می توانست دولت ماد را در منابع تجاری این

 منطقه سهیم سازد. ظاهرا کلدانی ها زودتر متوجه این امر شده بودند. لذا

بلافاصله پس از سقوط آشور قلمرو خود را در امتداد رود فرات به سوی شام و

 سواحل مدیترانه گسترش دادند. مادها نیز که در غیاب آشور خواهان کسب

منافع بیشتر بودند در امتداد دجله متوجه آسیای صغیر شدند.

اما به عکس کلدانی ها که در سواحل مدیترانه دولت شهرهای نامتحد فنیقی

را پیش رو داشت . هووخ شتر در آسیای صغیر با دولت ثروتمند لودیه که سربازان

مزدور فراوانی را به خدمت گرفته بود روبرو شد. لذا پنج سال دولت ماد و لودیه با

هم جنگیدند بدون آنکه یکی بر دیگری غلبه یابد .صلحی که به دنبال این جنگ

منعقد شد هم مرز دولت را مشخص ساخت و هم موجب شد تا ولیعهد ماد دختر

پادشاه لودیه را به همسری بگیرد 

 کشمکش با دولت کلده-

 هووخ شتر اندکی پس از صلح با لودیه در گذشت در حالیکه منابع انسانی و مالی

بسیاری از ماد را صرف جنگ با لودیه کرده بود. پسر و جانشین او اژدهاک که

داماد پادشاه لودیه که در پی ازدواج اژدهاک با دختر پادشاه آن کشور و در اواخر

حیات هووخ شتر صورت گرفت سیاست توسعه قلمرو دولت ماد در آسیای صغیر

را متوقف ساخت و هیچگونه نفعی برای آن دولت به دنبال نداشت. زیرا ماد دولتی

بر مبنای اقتصاد شبانی و لودیه بر پایه تجارت بود و مسائل و مشکلات آنان مانند

هم نبود. در همان حال نیاز های مالی که دولت ماد را بسوی آسیای صغیر

کشانده بود همچنان وجود داشت در نتیجه مادها متوجه شام شدند که دولت

کلده به توسعه نفوذ خود در آنجا مشغول بود.

دولت ماد در بخش علیای فرات شهر حران را در نظر داشت، جایی که از زمان

سقوط آشور، دولت کلده بدان چشم دوخته بود. بدنبال آن اتحاد قدیمی ماد با

کلده که به پایان رسیده و دولت ضعیف شده ماد با فرمانروایی نالایقی چون

اژدهاک در جستجوی هدفی برآمد که توانایی دست یافتن بدان را نداشت.

در چنین شرایطی دولت کلده برای مقابله دست اتحاد به سوی کوروش

پادشاه پارس دراز کرد. زیرا به خوبی می دانست که پارس ها قدرت یافته اند

و دولت ماد را تهدید می کنند.

 

سقوط دولت ماد به دست پارس ها-

دولت کلده در تحریک پارس ها به شورش علیه ماد موفق گردید. زیرا از مدت ها

پیش پارس ها بر قدرت خود افزوده بودند و در شرایطی که دولت و دربار ماد به

خاطر عشرت طلبی و ناتوانی اژدهاک ضعیف شده بود موقعیت خویش را مستحکم

ساختند . در درون جامعه ماد نیز وضعیت مناسبی نداشتند اشراف مادی که در

پی توسعه و تقویت ارتش ماد صاحب قدرت و ثروت شده بودند امید فراوانی به

موفقیت در برابر لودیه داشتند. لیکن نه تنها پیشرفتی حاصل نشد بلکه دربار ماد

محل نفوذ لیدی نیز گردید در نتیجه سران دولت ماد فرمانروایی را ترجیح می دادند

که به جای اژدهاکِ ضعیف آنان را صاحب زمین و ثروت بیشتری سازد. در این احوال

شورش پارس ها علیه ماد آغاز شد. در نتیجه اشراف نظامی ماد در پیوستن به

فرمانبرداری آنان یعنی کوروش تردیدی نشان ندادند. به دنبال آن پیوستن هارپاگ

قدرتمندترین مرد دولت ماد به پارس ها که مشاور اژدهاک و فرمانده لشکریان او

بوده دولت و دربار ماد فرو ریخت اژدهاک اسیر شد و به جای دولت ماد دولت

هخامنشی در سال 550 ق.م. در ایران به قدرت رسید.

فرهنگ و تمدن مادها-

جامعه ماد بر اساس زندگی شبانی و قبیله ای استوار بود و تا پایان حیات خود به

طور کامل تغییر نکرد در نتیجه زندگی شهر نشینی در آن شکل اصلی زندگی نگردید.

قدرت دولت متکی بر ائتلاف و اتحاد قبایل بود و دلایلی در دست نیست که نشانگر

توسعه و ترقی دستگاه اداری دولت ماد باشد تنها یک طایفه از ماد ها که مغان

(مغ ها) نامیده می شدند، دارای وظایف معین و امتیازات مخصوص به خود بودند.

مغ ها عهده دار امور مذهبی جامعه ماد بودند و مقام و موقعیت خویش را در طایفه

خود به طور موروثی حفظ کردند . مغ ها از پیروان زرتشت نبودند و سال ها بعد که

دین زرتشت از مشرق ایران به سوی مغرب ایران گسترش یافت ، زرتشتی شدند .

از آنجا که از ماد ها خط و نوشته ای بدست نیامده به طور کامل از اعتقادات آنها

اطلاعی نداریم. نقشه ها و اشیایی که از آنها به جای مانده تنها گویای این مطلب

 است که ماد ها در ساختن اشیاء فلزی مهارت داشتند که آنرا از اقوام گوتی

و لولوبی فرا گرفته بودند.

 

 

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


 

چون اقوام آریایی هر یک قسمت هایی از فلات ایران را به تصرف

در آوردند زندگی کوچ نشینی آنان از آن پس سالانه در مسیر خاصی

 صورت می گرفت و بالاخره برای همیشه در این سرزمین ماندگار

 شدند و تحت تاثیر این امر در زندگی اجتماعی آنان تغییراتی بوجود

 آمد و نظام جامعه آنان به قرار زیر گردید:

خانواده – برای قبایل ایرانی خانواده اساس زندگی اجتماعی بشمار

 می آمد اما تاکید بر نقش پدر در خانواده ایرانی شاید بیشتر از جوامع

 دیگر بوده باشد. اول آنکه بخاطر مهاجرت و جدال با اقوام دیگر مردان

که نیروی جنگی بشمار می امدند برای قبیله اهمیت حیاتی داشت.

 دوم آنکه وظیفه مذهبی او بوده است. پدر انجام مراسم و تشریفات

مذهبی خانواده را بر عهده داشت . یکی از مراسم نگهداری آتش

 خانواده بود . ایرانیان که آتش را احترام می نمودند آن را نشانه دوام

 خانواده می دانستندو چنانکه روش نگه داشتن  دائمی اجاق خانواده ،

 به منزله اعتقاد به حضور جد خانواده به شمار می آمد.و نقش دیگر

 پدر خانواده که در نزد اقوام ایرانی تا قرنها باقی ماند حفظ نسب

خانواده بود. نقش مذهبی و جنگی پدر (مرد) پس از مدتی از بین رفت ،

 اما تاکید بر اصالت خون و حفظ نسب خانواده در ایران باستان حفظ

 شد. به طوری که یکی از ویژگی های جامعه ایران باستان اصالت

خون بود که حفظ استمرار آن از طریق مرد(پدر) صورت می گرفت.

طایفه- چند خانواده آریایی یک طایفه را تشکیل می دادند. در هر

 طایفه یک خانواده هسته اصلی آن بشمار میرفت و دیگر خانواده های

 طایفه پیوسته  به آنمحسوب می شدند. رئیس خانواده اصلی را که

 ریاست طایفه را نیز بر عهده داشت، واسپوهر نامیده می نامیدند. 

 واسپوهران از طرف طایفه خود مالک زمین بودند و بتدریج مالکیت زمین

 از مهمترین امتیازات آنان گردید.چنانکه یکی از ویژگی های جامعه

ایران باستان مالکیت زمین بود. بنابراین واسپوهران که خانواده های

اشرافی بشمار می آمدندو امتیاز مهم داشتند.

اصالت خون و مالکیت زمین- اشراف این دو امتیاز را مخصوص به

 خود میدانستند.

قبیله – قبیله از اجتماع چند طایفه بوجود می آمد. قبیله ها را بر

 اساس آریایی بودن ، سکونت در یک سرزمین و سرانجام تمایل

طایفه ها به اتحاد با یکدیگر بوجود آمدند، به همین جهت گاهی بعضی

 از قبیله ها بسیار بزرگ بودند و قلمرو وسیعی داشتند. در هر قبیله

یک طایفه هسته اصلی آن بشمار میرفت که فرمانروای قبیله، رئیس

 آن طایفه بود. رئیس قبیله را که فرمانروای کشور بود کوی می نامیدند.

 کوی ها سلسله ای داشتند که سلسله کیانی نام دارد. کوی ها

 که پادشاهان افسانه ای ایران هستند، بیشتر اوقات به جنگ با

 دشمنان اشتغال داشتند،

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  |