مقدمه
دشت خوزستان که نخستین کاوشهای باستانشناسی درایران درآنجاانجام شده،جایگاه ظهوروگسترش تمدنی کهن به مرکزیت شوش بوده است.تاریخ فلات ایران پیش از مهاجرت ایرانیان به این فلات در حوالی سده های پایانی هزاره دوم تاسده های آغازی هزاره یکم پیش ازمیلادهماناتاریخ دوران ایلامی است.ازحدود2500تا640ق.م قریب به دوهزارسال تاریخ غرب وجنوب غرب ایران شرح روزگارایلامیان است.درمقایسه بااین چنین دوره طولانی فرمانروایی،اسنادومدارک تاریخی بسیارکم است.مآخذکهن تاریخ ایلام به زبان اکدی وبعضا"ایلامی هستندکه بیشترآنها ازکاوشهای شوش به دست آمده اند.بیشترین اطلاعات راجع به سلسله ایلام وشاهان ایلامی درنتیجه کشفیات باستانشناسی،که آنهم بیشتربه همت هیئت های باستانشناسی فرانسوی انجام گرفته است،نمودارگردید.
کهن ترین منبعی که درآن نام ایلام ذکرشده به احتمال،متعلق به قرن بیست وهفتم ق.م است.همچنین درفهرست شاهان سومری آمده است که ان-مبرگیسی پادشاه نیمه افسانه ای سلسله اول کیش به ایلام لشکرکشیدوازآنجاغنایم بسیاری به چنگ آورد.ایلام در جنوب غربی ایران کانون یکی از کهن ترین تمدنهای ایران باستان است وتاریخ برجسته آن بیش از دو هزار سال را در بر می گیرد.
سلسله اوان
درطول اولین هزاره تاریخ ایلام،بین2500تا1500ق.م بطورکلی با سه سلسله فرمانروایی برخوردمی کنیم:شاهان اوان،شاهان سیمشکی وسوکل مخ ها(نایب الحکومه های بزرگ)که احتمالا"آنهاهم ازسیمشکی منشاء گرفته اند.
درزمان سلسله اول تختگاه ایلام که حملات ایلامیان نیزازآنجا به بابل شکل می گرفت اوان بود.اوان می بایستی همان شهرشوشترکنونی درجنوب شرق شوش باشد.دردورانی بااین قدمت،پادشای نیرومندایلامی اوان آنچنان موجودیت خودرا تثبیت کرده بودکه میتوانست سلطه خویش رابرای مدتی طولانی بربین النهرین تحمیل کند.اما درحدود2550ق.م یکی ازشاهان کیش موفق شد یوغ ایلام رابگسلدوآنچنانکه درفهرست شاهان سومری مذکوراست اوان راسرکوب کندوپادشاهی آنرابه کیش منتقل سازد.پس ازدوره ای ازناآرامی ها سلسله تازه ای متشکل ازدوازده پادشاه دراوان ظهورکرد.ازبنیانگذاراین سلسله تنها نام اومانده است پلی.از شش نفرجانشینان اونیز فقط اسمشان را میدانیم.(تت،اوکو-تنهیش،هیشوتش،شوشون-ترن،پنی-ایلهوش،کیکو-سیو-تمتی).
این دوره تاریک تاریخ ایلام تاحدودی توسط سندی یگانه روشن میشود،این سندجزئی ازیک سنگ نبشته ازمعبد الهه کیریرشیادرلیان نزدیک بوشهر کنونی می باشد،این کهنترین مدرک موجود اززبان ایلامی است.دراین کتیبه تنها یک هجا ازقسمت آخرنام سازنده معبد یعنی هی(…hi)به جا مانده است.وی خود راخدمتگذارلیپاک،یعنی خدایان می داند.این متن اگرچه ناقص وشکسته است،اما نشانه های باستانی آن دلیل براین است که در روزگارسارگون،فرمانروای اکد،ایلامیان برای نوشتن زبان خویش ازنوشتارسومری استفاده می کردند.سارگون پس از نشستن بر تخت شاهی تدابیری برای برانداختن قدرت کوه نشینان خاوری اندیشید.وی باسیاستهای گسترش طلبانه خود نه تنها به قبایل کوههای زاگرس استیلا یافت بلکه باعث گردید که خطر یورش ایلامیان به سرزمین بین النهرین تا مدتهای مدید ازمیان برود.وی به حمله ای به آنها از طریق فتح ناحیه کازالو،درخاوردجله اشاره دارد.
از مطالب کتیبه ای ازسارگون درمورد پیروزی برفرمانروای ورهشه چنین بر می آید که این ایالت متحد ایلام،خود نیز اتحادی از قسمتهای جداگانه بوده است.درکتیبه نام فرمانروای مغلوب نیامده است.ولی نام برادرفرمانروا ونیزقاضی ورهشه ذکر شده است.نکته مهم اینجاست که ورهشه خود نائب السلطنه ای داشته که پس از پیروزی اکدها به شخصی به نام "سیدگو"انتقال می یابد .در کتیبه ای دیگر که پس ازمدتها وگذشت زمانی نسبتا" طولانی از تهیه کتیبه نخست درلشکرکشی دیگری ازجا نب فرمانروای اکد به شرق سرکش نوشته شده است.نام چندین تن از افرادی راکه درکتیبه نخست آمده بود،دوباره ذکر می کند ودرمیان آنها نام نائب السلطنه سیدگو نیز به چشم می خورد.از اینروشخص مذكوربايدنقش مهمي رادرسياست ورهشه بازي كرده وبعنوان نايب السلطنه دست نشانده از جانب سارگون به حكومت رسيده باشد.چنين به نظر مي رسد كه سارگون با رضايت كامل حكمرانان شكست خورده را با يكديگر به صورت دست نشانده به حكومت مي گماشت.
تمام اين شواهد نشان مي دهد كه ساختار حكومت ايلام بر اتحاد ميان بخشهاي مختلف پايه ريزي شده بوده است فرمانداران بر ايالات گوناگون فرمان مي راندند.اين فرمانداران زير نظر يك نايب السلطنه حكومت مي كردندونايب السلطنه خود زير نظر پادشاه بوده است.
ایلامیان فرمانداررا"هلمنیک"،نایب السلطنه را"شکناکوم"وپادشاه را"سونکیر"می نامیدند.مانند بسیاری ازامپراتوریها که سریعا" گسترش یافتند،امپراتوری سارگون نیز با همان اولین نشانه شورش فرو پاشیدواو خود قربانی این شورش بود.هنگامیکه ریموش نوه سارگون به حکومت رسید،پادشاه ایلام و ورهشه (هیشپ-راتپ وابل گمش)از فرصت استفاده کردند وبا اتحاد با یکدیگر توانستند استقلال خویش را از نو به دست آورند.لشکر کشی ریموش به شرق وسرکوبی آنها در کتیبه ای ذکر شده است و بنا برآن ورهشه در
مقابل ریموش شکست سختی خورد وهمچنین شوش نیز به دست رزم آوران ریموش افتاد.اما کوه نشینان بدون مبارزه از آزادیشان چشم نپوشیدند .این شورش عملا" به هنگام مرگ منیشتوسو،جانشین ریموش روی داد.کوشش آنان برای سر پیچیدن از فرمان نرام – سین،فرمانروای تازه یا پرهیز از یاری رساندن به او موجب انشعاب وتفرقه در سرزمینهای جلگه ای شد وآنها دست به شورش زدند.با این حال در مدارک کتبی متعلق به حکومت این پادشاه اشاره ای به لشکر کشی نرام-سین به شوش یا قیام ایلام در بین النهرین نشده است.این امر با معاهده ای که میان نرام-سین وپادشاه دست نشانده اوان منعقد گردیده به اثبات میرسد.این مدرک نخستین مدرک مهم تاریخ ایلام است. دلیل عقد این قرارداد به احتمال جلو گیری از خطر تهاجم گوتیهای شمال ایلام به سرزمین بین النهرین بوده است وبه نظر می رسد که لوحه آنرا در معبد اینشوشینک خدای عمده شوش نگاهداری می کرده ا ند .کوتیک اینشوشینک ،که نام وی به صورت پوزوزایشوشینک در منابع اکدی آمده است،اوج قدرت او هنگامی است که وی به عنوان وارث و جانشین بر تخت پادشاهی اوان تکیه زد. وی درارگ مقد س شوش،کارهای عظیم ساختمانی را به انجام رسا نید وهدایای بیشماری را به خدای خود اینشوشینک پیشکش کرد.
دراین زمان گوتیهای ساکن بخشهای مرکزی زاگرس ناآرام گردیدند.به چشم کوهنشینان زمینهای پست بابل همواره جایی بسیار خواستنی می نمود.چنانکه ساکنان ناحیه بابل نیز مساکن ایشان را به این چشم می نگریستند.
گروههای گوتی به ناحیه بابل سرازیر گردیدند،ضربه ای برق آسا برهمسایگان جنوبیشان وارد آوردند،اما تلاش پیگیروبی پروایشان را برای تصرف ناحیه ای که بالاترین آرزویشان بود از دست ننهادند.مقارن این ایام ایلامیان ودودمان اوان آنها از صحنه تاریخ خاور زمین بیرون رفتند.کوتیک اینشوشینک دوازدهمین وآخرین پادشاه اوان بود،وبا زوال ناگهانی او این سرزمین در تاریکی فرو رفت.چنین به نظر می رسد که ایلام نیز مانند بابل زیر موج گوتیان فرو رفت.
منابع
1-تاریخ وتمدن ایلام،یوسف مجیدزاده،مرکزنشر دانشگاهی،1370
2-دنیای گمشده ایلام،والتر هینس،ترجمه فیروز فیروزنیا،انتشارات علمی وفرهنگی1376
3-ایران درسپیده دم تاریخ،جورج کامرون،ترجمه حسن انوشه،انتشارات علمی وفرهنگی1374
4-تاریخ عیلام،پیرآمیه،ترجمه شیرین بیانی،انتشارات دانشگاه تهران،1372
5-میراث باستانی ایران،ن فرای ریچارد،ترجمه مسعود رجب نیا انتشارات علمی وفرهنگی1377
+
نوشته شده در ساعت توسط آرش روزگار
|