تبليغاتX
ایران کهن
ایران باستان


ایران کهن








+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


2566 تاجگذاری کورش بزرگ :

تاجگذاری نخستین پادشاه خردمند - صلح طلب جهان که پایه گذار اصلی سازمان ملل متحد و سازمان جهانی حقوق بشر امروز در آن روزگار بوده است . در روزگاری که شاهان و رهبران کشورهای دیگر دست و پاهای و گردن قطع می نمودند و زنا و فحشا و فساد سمبول تمدنهای باستانی آن روزگار بود - کوروش بزرگ در ایران ظهور نمود و به حکومت ماد خاتمه داد و از ماد و پارس و پارت ( اقوام ایرانی ) قدرتمندترین کشور جهان آنروزگار را بنا ساخت و  ریشه تجاوز به ایران را خشکانید . وی مردمان را به یکتاپرستی - خرد و دانش - منش و کردار نیک - آزادی انسان در انتخاب دین و باور مذهبی - آزادی اقوام در آزادی زبان و آداب و رسوم خود دعوت نمود . وی پس از ورود به هر کشوری مردمانش وی را ناجی خداوند و فرزند صالح پروردگار خطاب نمودند . نام وی در تورات و قرآن نیز آمده است . در تورات وی به نام کوروش فرزند صالح خداوند نام برده است و در قرآن به نام ذوالقرنین ذکر شده است . کوروش بزرگ یکی از سه ابر مرد جهان معرفی شده است . پس از وی اسکندر و سزار می باشند .

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


          هخامنشیان (700_331)  


                                                     هخامنش(700_675)
 آریارمن (640_615) < ========= چیش پش(675_640)
   اا                                                 کورش یکم(640_600)
   اا===================> کمبوجیه یکم(600_559)
آرشام                                              کورش دوم بنیانگذار امپراتوری ایران (559_529)              
ویشتاسب                                         کمبوجیه دوم (528_523)
                                                    


داریوش یکم (522_486)
خشایارشا یکم (485_465)
اردشیر یکم (464_424)
اردشیر دوم ( 404_359)
اردشیر سوم (358_338)
داریوش سوم (335_331)

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


خلاصه آنچه در آيات از خصايص ذوالقرنين آمده اين است :

1 -  مردي را كه از پيغمبر پرسيدند ذوالقرنين نام داشته يعني اين نام يا لقب را قرآن از خود وضع نكرده بلكه آنان كه در باره ي وي پرسيدند اين نام را بر او اطلاق كردند و از اين روي فرموده است « ويسبلونك عن ذي القرنين »

2 – خداي او را ملك بخشيده و اسباب فرمانروايي و غلبه براي او مهيا كرده است.

3 – اعمال بزرگي را كه وي در جنگهاي عظيم خويش انجام داده اين سه امر است ؛ اول غربي -  از بلاد خود به سوي مغرب متوجه گرديد و تا جايگاهي كه نزد او حد مغروب به شمار مي رفت رسيده و در آنجا خورشيد را بدانسان يافته كه گويي در چشمه اي فرو مي رود. دوم شرقي -  و همچنان پيش رفته است تا به سرزميني رسيده كه آبادان نبوده و در آن قبايل بدوي سكونت داشته اند. سوم , به جايگاهي رسيده است كه در آن تنگناي كوهي بوده است و از پشت كوه گروهي موسوم به ياجوج و ماجوج ساكن بوده اند كه بر اهالي اين سرزمين از هر سو مي تاختند و به غارت مي پرداختند و آنان مردمي وحشي و محروم از مدنيت و خرد بوده اند.

4- پادشاه در تگناي كوه براي حفظ مردم از دستبرد و غارت ياجوج و ماجوج سدي بنيان نهاد.

5 – اين سد تنها از سنگ و آجر ساخته نشد بلكه در آن آهن و مس نيز به كار رفت از اين روي سدي بلند برآمد بدانسان كه غارتگران از دستبرد بدان عاجز آمدند.

6 – اين پادشاه به خداي و به آخرت ايمان داشت.

7 – پادشاهي دادگر بود و نسبت به رعيت عطوفت داشت , و هنگام كشورگشايي و غلبه قتل و  كينه ورزي را اجزات نمي داد از اين رو زماني كه بر قومي در غرب چيره شد پنداشتند كه او هم مانند ديگر كشورگشايان خونريزي آغاز خواهد كرد ولي او بدين كار دست نبرد بلكه به آنان گفت : هيچ گونه بيمي پاكان شما در دل راه ندهند و هر يك از شما كه عملي نيكو كند پاداش آنرا خواهد ديد. با آنكه آن قوم بي ياور و دادرسي در چنگال قدرت او بودند با ايشان شفقت كرد وبه دادگري و نيكوكاري دل آنان را بدست آورد.

8 – به مال آزمند نبود زيرا هنگامي كه براي پي افكندن سد , مردم خواستند به گردآوري مال پردازند از قبول آن امتناع كرد و گفت آنچه را خداي به من ارزاني داشته مرا از اموال شما بي نياز مي ند ليكن مرا به قوت بازو ياري دهيد تا براي شما سدي آهنين بسازم.

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  |