تبليغاتX
ایران کهن
ایران باستان


ایران کهن








چگونگی تاسیس سلسله ماد و قدرت یافتن آن

اتحادیه های قبایلی شمال غرب ایران- قبایل ایرانی با همسایگان

خود در خارج از فلات ایران تنها روابط تمدنی نداشتند بلکه جنگ وتهاجم

نیز بارها میان آنان رخ میداد. کوهستان های شمال غربی ایران بیش از

هر جای دیگر ایران دستخوش تهاجم بود در این قسمت از گذشته های

دور اقوامی ساکن بودند و در آغاز هزاره اول قبل از میلاد قوم ماد نیز در

آنجا ساکن گردید . همسایه غربی این منطقه دولت آشور بود که پی در

پی به قصد کشور گشایی و باج ستانی و بدست آوردن برده و

سنگ های معدنی به آنجا هجوم می آورد. تنها راهی که پیش روی

ساکنان کوه های زاگرس قرار داشت ،پناه گرفتن در کوهستان و اتحاد با

یکدیگر بود. چنانکه پیش از این گوتی ها و لولوبی ها نیز برای مقابله با

مهاجمان متحد شده بودند. اما این اتحاد گستردگی و قدرت فراوان

نداشت.بنابراین لازم بود اتحادیه بزرگتری تشکیل گردد.در حدود سال هزار

ق. م. دولت اورارتو نیز مانند دولت آشور به کوهستان های شمال غربی

ایران چشم طمع دوخت و در نتیجه سالیان متمادی میان آن دو جنگ در

گرفت و فرصتی بدست آمد تا تعدادی از قبایل ساکن شمال غربی ایران

اتحادیه ای تشکیل دهند که به اتحادیه ماننایی مو سوم شد. اتحادیه

ماننایی برای مدتی توانست موقعیت خود را حفظ کند اما سرانجام در زیر

ضربات دولت آشور کمر خم نمود.تجزیه اتحاد ماد تنها به وسیله قبایل ماد

صورت گرفت و اتحادیه ای تاسیس گردید که به مراتب وسیع تر و

قدرتمند تر بود.در این اتحادیه قبایل ماد حتی از همراهی قبایل غیر آریایی

نیز استقبال نمودند. مقابله با تهاجمات آشوریان بر ایشان ضرورتی حیاتی

یافته بود. زیرا آشوریان در هر هجوم هر آنچه را می یافتند به غارت

می بردند ، خانه ها را ویران و مردان را اسیر می کردند و یا می کشتند.

کسی که هدایت قبایل ماد را بسوی وحدت بر عهده داشت دیااکو نام

 داشت.او از روسای طوایف بود. کدخدایی روستای خود را بر عهده

داشت. تشکیل اتحادیه قبایل ماد و بنیانگذاری دولت توسط آنان ،

آشوریان را بر آن داشت که بر شدت حملات خود بر کوهستان های

شمال غربی ایران بیفزاید. زیرا قدرت یافتن این اتحادیه می توانست برای

آشور اسباب دردسر باشد.در مقابل ماد ها برای آمادگی بیشتر در برابر

تهاجمات دژ هگمتانه را ساختند.ماد ها قبلا نیز از دژهایی که در

ارتفاعات می ساختند برای دفاع بهره می بردند، لیکن دژ هگمتانه دارای

دیوار های متعدد و توان دفاعی بیشتری بود.این دژ که در محل شهر

کنونی همدان قرار داشت مرکز دولت ماد بشمار می آمد و جایی بود که

ماد ها دیااکو را بر خود به فرمانروایی برگزیدند.دیااکو که حدود 708 ق. م.

به فرمانروایی ماد ها رسیده بود ، به قریب 50 سال حکومت کرد. در این

 مدت تمام مساعی اوصرف حفظ موجودیت اتحادیه ماد در برابر تهاجمات

آشوریان گردید. پسر و جانشین دیااکو خشتریتی (فرورتیش) نام داشت

. او از درگیری های ماد در بین النهرین و نواحی اطراف آن برای توسعه

قدرت قلمرو ماد بهره برد. اقدام اولیه خشتریتی  تشکیل ارتشی بود

که سیاست دفاعی ماد را بسوی تهاجم و لشکر کشی هدات کند.

به همین جهت ارتشی مجهز  تعلیم داد. این ارتش از یک سو اهداف

خارجی دولت ماد را تعقیب می نمود و از سوی دیگر توسعه تشکیلات

 ماد و تحول اجتماعی جامعه ماد را موجب می شد.

                                                           

                             مطالبی چند درمورد  هگمتانه 

دژ هگمتانه  ، که به دستور دیاکو ساخته شد

 

تحولی که جهت اصلی آن افزایش توان نظامی روسای طوایف

(واسپوهران) و گسترش املاک آنان بود. ارتش ماد به فرماندهی

خشتریتی توانست قلمرو ماد ها را در فلات ایران توسعه دهد مهمترین

موقعیت آن مطیع و متقاعد نمودن پارس ها بود. موقعیت های داخلی

خشتریتی ، او را بر آن داشت تا خاکی آشور را مورد تعرض قرار دهد. پس

از مدت ها اینبار کوه نشینان زاگرس بودند که بسوی آشور می تاختند هر

 چند آشوریان در این زمان ناتوان شده بودند اما در برابر تهاجم ماد ها

ایستادگی کردند و در همان حال آن دسته از قبایل سکایی را که با خود

متحد ساخته بودندبرای حمله به سرزمین ماد به کمک طلبیدند . این امر

 نشان می داد که دولت ماد علیرغم افزایش توان نظامی خود توجهی به

گسترش اقدامات سیاسی نداشته است. در نتیجه سکاها به سرزمین

ماد سرازیر شدند این در حالی بود که خشتریتی در میدان جنگ با

آشوریان جان باخت.

هوخ خشتر- قتل خشتریتی در سال 653 ق. م.

دولت ماد را در وضعیت خطرناکی قرار داد. هوخ خشتر پسر و جانشین

 خشتریتی اولین اقدامی که انجام داد حفظ موجودیت اتحادیه قبایل ماد

 بود ، و این در شرایطی که سکاها غلبه یافته بودند ، بدون قبول اطاعت

از آنان غیر ممکن بود.در نتیجه اتحادیه ماد در حالیکه دولتی بسیار ضعیف

داشت برای مدت بیست و هشت سال به زیر سلطه سکاها رفت . این

کار از سویی مانع از نابودی جامعه ماد به دست سکاها شد و از سوی

دیگر باعث شد تا مادها در پناه سکاها از انتقامجویی آشوریان در امان

بمانند . انچه که در این شرایط به کمک ماد ها آمد ، آن بود که سکاها

پس از غلبه بر ماد ، برای کسب قلمرو با آشوریان و سکاها که به غلبه

یکی بر دیگری نیانجامد فرصتی فراهم ساخت تا هوخ خشتر با بهره بردن

از آن قدرت ، ماد را احیا کند . احیای قدرت ماد با غافلگیر نمودن و کشتار

 سران سکاها به وسیله هوخ خشتر شتاب بیشتری یافت . به دنبال آن

بار دیگر شمال غربی ایران شاهد فرمانروایی ماد ها بود. علاوه بر آن

ماد ها بار دیگر نواحی مرکزی و جنوبی ایران را مطیع خود ساخت. ارتش

که خشتریتی  آنرا بنیانگذاری کرده بود  با بهره گیری از تجارت جنگی

سکاها قدرت بیشتری یافته بود.در خود توان عملیات خارجی را می دید .

هدف اصلی این عملیات ، دولت آشور بود علیرغم ضعف روز افزون ، خطر

 عمده ای برای ماد و همسایگانش به شمار می آمد . هوخ خشتر در

شرایطی آشور را مورد حمله قرار داد که دولت کلده نیز چنین

اندیشه ای را در سر داشت .

 

دولت ماد و کلده متحد شدند و متفقا پایتخت آشور را در محاصره گرفتند. در نتیجه

در سال 612 ق.م. نینوا سقوط کرد. چند سال بعد دولت کلده آخرین مقاومت های

 آشوریان را نیز در هم شکست و با نابودی آشور دولت های ماد و کلده مبدل به دو

دولت بزرگ آسیای غربی شدند. قلمرو دولت ماد در این زمان بخش وسیعی از فلات

ایران و هگمتانه شهری آباد و پرجمعیت به شمار میرفت.پس از این فتوحات و

استقرار امنیت ، وظیفه بعدی دولت ماد توجه به امور اقتصادی بود. اقتصاد ماد که

بر اساس گله داری بود نمی توانست جوابگوی نیازهای این دولت وسیع باشد.

لذا دست یافتن به تجارت آسیای غربی یعنی راههایی که از ایران و بین النهرین

به سواحل مدیترانه منتهی می شد می توانست دولت ماد را در منابع تجاری این

 منطقه سهیم سازد. ظاهرا کلدانی ها زودتر متوجه این امر شده بودند. لذا

بلافاصله پس از سقوط آشور قلمرو خود را در امتداد رود فرات به سوی شام و

 سواحل مدیترانه گسترش دادند. مادها نیز که در غیاب آشور خواهان کسب

منافع بیشتر بودند در امتداد دجله متوجه آسیای صغیر شدند.

اما به عکس کلدانی ها که در سواحل مدیترانه دولت شهرهای نامتحد فنیقی

را پیش رو داشت . هووخ شتر در آسیای صغیر با دولت ثروتمند لودیه که سربازان

مزدور فراوانی را به خدمت گرفته بود روبرو شد. لذا پنج سال دولت ماد و لودیه با

هم جنگیدند بدون آنکه یکی بر دیگری غلبه یابد .صلحی که به دنبال این جنگ

منعقد شد هم مرز دولت را مشخص ساخت و هم موجب شد تا ولیعهد ماد دختر

پادشاه لودیه را به همسری بگیرد 

 کشمکش با دولت کلده-

 هووخ شتر اندکی پس از صلح با لودیه در گذشت در حالیکه منابع انسانی و مالی

بسیاری از ماد را صرف جنگ با لودیه کرده بود. پسر و جانشین او اژدهاک که

داماد پادشاه لودیه که در پی ازدواج اژدهاک با دختر پادشاه آن کشور و در اواخر

حیات هووخ شتر صورت گرفت سیاست توسعه قلمرو دولت ماد در آسیای صغیر

را متوقف ساخت و هیچگونه نفعی برای آن دولت به دنبال نداشت. زیرا ماد دولتی

بر مبنای اقتصاد شبانی و لودیه بر پایه تجارت بود و مسائل و مشکلات آنان مانند

هم نبود. در همان حال نیاز های مالی که دولت ماد را بسوی آسیای صغیر

کشانده بود همچنان وجود داشت در نتیجه مادها متوجه شام شدند که دولت

کلده به توسعه نفوذ خود در آنجا مشغول بود.

دولت ماد در بخش علیای فرات شهر حران را در نظر داشت، جایی که از زمان

سقوط آشور، دولت کلده بدان چشم دوخته بود. بدنبال آن اتحاد قدیمی ماد با

کلده که به پایان رسیده و دولت ضعیف شده ماد با فرمانروایی نالایقی چون

اژدهاک در جستجوی هدفی برآمد که توانایی دست یافتن بدان را نداشت.

در چنین شرایطی دولت کلده برای مقابله دست اتحاد به سوی کوروش

پادشاه پارس دراز کرد. زیرا به خوبی می دانست که پارس ها قدرت یافته اند

و دولت ماد را تهدید می کنند.

 

سقوط دولت ماد به دست پارس ها-

دولت کلده در تحریک پارس ها به شورش علیه ماد موفق گردید. زیرا از مدت ها

پیش پارس ها بر قدرت خود افزوده بودند و در شرایطی که دولت و دربار ماد به

خاطر عشرت طلبی و ناتوانی اژدهاک ضعیف شده بود موقعیت خویش را مستحکم

ساختند . در درون جامعه ماد نیز وضعیت مناسبی نداشتند اشراف مادی که در

پی توسعه و تقویت ارتش ماد صاحب قدرت و ثروت شده بودند امید فراوانی به

موفقیت در برابر لودیه داشتند. لیکن نه تنها پیشرفتی حاصل نشد بلکه دربار ماد

محل نفوذ لیدی نیز گردید در نتیجه سران دولت ماد فرمانروایی را ترجیح می دادند

که به جای اژدهاکِ ضعیف آنان را صاحب زمین و ثروت بیشتری سازد. در این احوال

شورش پارس ها علیه ماد آغاز شد. در نتیجه اشراف نظامی ماد در پیوستن به

فرمانبرداری آنان یعنی کوروش تردیدی نشان ندادند. به دنبال آن پیوستن هارپاگ

قدرتمندترین مرد دولت ماد به پارس ها که مشاور اژدهاک و فرمانده لشکریان او

بوده دولت و دربار ماد فرو ریخت اژدهاک اسیر شد و به جای دولت ماد دولت

هخامنشی در سال 550 ق.م. در ایران به قدرت رسید.

فرهنگ و تمدن مادها-

جامعه ماد بر اساس زندگی شبانی و قبیله ای استوار بود و تا پایان حیات خود به

طور کامل تغییر نکرد در نتیجه زندگی شهر نشینی در آن شکل اصلی زندگی نگردید.

قدرت دولت متکی بر ائتلاف و اتحاد قبایل بود و دلایلی در دست نیست که نشانگر

توسعه و ترقی دستگاه اداری دولت ماد باشد تنها یک طایفه از ماد ها که مغان

(مغ ها) نامیده می شدند، دارای وظایف معین و امتیازات مخصوص به خود بودند.

مغ ها عهده دار امور مذهبی جامعه ماد بودند و مقام و موقعیت خویش را در طایفه

خود به طور موروثی حفظ کردند . مغ ها از پیروان زرتشت نبودند و سال ها بعد که

دین زرتشت از مشرق ایران به سوی مغرب ایران گسترش یافت ، زرتشتی شدند .

از آنجا که از ماد ها خط و نوشته ای بدست نیامده به طور کامل از اعتقادات آنها

اطلاعی نداریم. نقشه ها و اشیایی که از آنها به جای مانده تنها گویای این مطلب

 است که ماد ها در ساختن اشیاء فلزی مهارت داشتند که آنرا از اقوام گوتی

و لولوبی فرا گرفته بودند.

 

 

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


 

چون اقوام آریایی هر یک قسمت هایی از فلات ایران را به تصرف

در آوردند زندگی کوچ نشینی آنان از آن پس سالانه در مسیر خاصی

 صورت می گرفت و بالاخره برای همیشه در این سرزمین ماندگار

 شدند و تحت تاثیر این امر در زندگی اجتماعی آنان تغییراتی بوجود

 آمد و نظام جامعه آنان به قرار زیر گردید:

خانواده – برای قبایل ایرانی خانواده اساس زندگی اجتماعی بشمار

 می آمد اما تاکید بر نقش پدر در خانواده ایرانی شاید بیشتر از جوامع

 دیگر بوده باشد. اول آنکه بخاطر مهاجرت و جدال با اقوام دیگر مردان

که نیروی جنگی بشمار می امدند برای قبیله اهمیت حیاتی داشت.

 دوم آنکه وظیفه مذهبی او بوده است. پدر انجام مراسم و تشریفات

مذهبی خانواده را بر عهده داشت . یکی از مراسم نگهداری آتش

 خانواده بود . ایرانیان که آتش را احترام می نمودند آن را نشانه دوام

 خانواده می دانستندو چنانکه روش نگه داشتن  دائمی اجاق خانواده ،

 به منزله اعتقاد به حضور جد خانواده به شمار می آمد.و نقش دیگر

 پدر خانواده که در نزد اقوام ایرانی تا قرنها باقی ماند حفظ نسب

خانواده بود. نقش مذهبی و جنگی پدر (مرد) پس از مدتی از بین رفت ،

 اما تاکید بر اصالت خون و حفظ نسب خانواده در ایران باستان حفظ

 شد. به طوری که یکی از ویژگی های جامعه ایران باستان اصالت

خون بود که حفظ استمرار آن از طریق مرد(پدر) صورت می گرفت.

طایفه- چند خانواده آریایی یک طایفه را تشکیل می دادند. در هر

 طایفه یک خانواده هسته اصلی آن بشمار میرفت و دیگر خانواده های

 طایفه پیوسته  به آنمحسوب می شدند. رئیس خانواده اصلی را که

 ریاست طایفه را نیز بر عهده داشت، واسپوهر نامیده می نامیدند. 

 واسپوهران از طرف طایفه خود مالک زمین بودند و بتدریج مالکیت زمین

 از مهمترین امتیازات آنان گردید.چنانکه یکی از ویژگی های جامعه

ایران باستان مالکیت زمین بود. بنابراین واسپوهران که خانواده های

اشرافی بشمار می آمدندو امتیاز مهم داشتند.

اصالت خون و مالکیت زمین- اشراف این دو امتیاز را مخصوص به

 خود میدانستند.

قبیله – قبیله از اجتماع چند طایفه بوجود می آمد. قبیله ها را بر

 اساس آریایی بودن ، سکونت در یک سرزمین و سرانجام تمایل

طایفه ها به اتحاد با یکدیگر بوجود آمدند، به همین جهت گاهی بعضی

 از قبیله ها بسیار بزرگ بودند و قلمرو وسیعی داشتند. در هر قبیله

یک طایفه هسته اصلی آن بشمار میرفت که فرمانروای قبیله، رئیس

 آن طایفه بود. رئیس قبیله را که فرمانروای کشور بود کوی می نامیدند.

 کوی ها سلسله ای داشتند که سلسله کیانی نام دارد. کوی ها

 که پادشاهان افسانه ای ایران هستند، بیشتر اوقات به جنگ با

 دشمنان اشتغال داشتند،

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


 مقدمه

دشت خوزستان که نخستین کاوشهای باستانشناسی درایران درآنجاانجام شده،جایگاه ظهوروگسترش تمدنی کهن به مرکزیت شوش بوده است.تاریخ فلات ایران پیش از مهاجرت ایرانیان به این فلات در حوالی سده های پایانی هزاره دوم تاسده های آغازی هزاره یکم پیش ازمیلادهماناتاریخ دوران ایلامی است.ازحدود2500تا640ق.م قریب به دوهزارسال تاریخ غرب وجنوب غرب ایران شرح روزگارایلامیان است.درمقایسه بااین چنین دوره طولانی فرمانروایی،اسنادومدارک تاریخی بسیارکم است.مآخذکهن تاریخ ایلام به زبان اکدی وبعضا"ایلامی هستندکه بیشترآنها ازکاوشهای شوش به دست آمده اند.بیشترین اطلاعات راجع به سلسله ایلام وشاهان ایلامی درنتیجه کشفیات باستانشناسی،که آنهم بیشتربه همت هیئت های باستانشناسی فرانسوی انجام گرفته است،نمودارگردید.

کهن ترین منبعی که درآن نام ایلام ذکرشده به احتمال،متعلق به قرن بیست وهفتم ق.م است.همچنین درفهرست شاهان سومری آمده است که ان-مبرگیسی پادشاه نیمه افسانه ای سلسله اول کیش به ایلام لشکرکشیدوازآنجاغنایم بسیاری به چنگ آورد.ایلام در جنوب غربی ایران کانون یکی از کهن ترین تمدنهای ایران باستان است وتاریخ برجسته آن بیش از دو هزار سال را در بر می گیرد.

سلسله اوان   

درطول اولین هزاره تاریخ ایلام،بین2500تا1500ق.م بطورکلی با سه سلسله فرمانروایی برخوردمی کنیم:شاهان اوان،شاهان سیمشکی وسوکل مخ ها(نایب الحکومه های بزرگ)که احتمالا"آنهاهم ازسیمشکی منشاء گرفته اند.

درزمان سلسله اول تختگاه ایلام که حملات ایلامیان نیزازآنجا به بابل شکل می گرفت اوان بود.اوان می بایستی همان شهرشوشترکنونی درجنوب شرق شوش باشد.دردورانی بااین قدمت،پادشای نیرومندایلامی اوان آنچنان موجودیت خودرا تثبیت کرده بودکه میتوانست سلطه خویش رابرای مدتی طولانی بربین النهرین تحمیل کند.اما درحدود2550ق.م یکی ازشاهان کیش موفق شد یوغ ایلام رابگسلدوآنچنانکه درفهرست شاهان سومری مذکوراست اوان راسرکوب کندوپادشاهی آنرابه کیش منتقل سازد.پس ازدوره ای ازناآرامی ها سلسله تازه ای متشکل ازدوازده پادشاه دراوان ظهورکرد.ازبنیانگذاراین سلسله تنها نام اومانده است پلی.از شش نفرجانشینان اونیز فقط اسمشان را میدانیم.(تت،اوکو-تنهیش،هیشوتش،شوشون-ترن،پنی-ایلهوش،کیکو-سیو-تمتی).

این دوره تاریک تاریخ ایلام تاحدودی توسط سندی یگانه روشن میشود،این سندجزئی ازیک سنگ نبشته ازمعبد الهه کیریرشیادرلیان نزدیک بوشهر کنونی می باشد،این کهنترین مدرک موجود اززبان ایلامی است.دراین کتیبه تنها یک هجا ازقسمت آخرنام سازنده معبد یعنی هی(…hi)به جا مانده است.وی خود راخدمتگذارلیپاک،یعنی خدایان می داند.این متن اگرچه ناقص وشکسته است،اما نشانه های  باستانی آن دلیل براین است که در روزگارسارگون،فرمانروای اکد،ایلامیان برای نوشتن زبان خویش ازنوشتارسومری استفاده می کردند.سارگون پس از نشستن بر تخت شاهی تدابیری برای برانداختن قدرت کوه نشینان خاوری اندیشید.وی باسیاستهای گسترش طلبانه خود نه تنها به قبایل کوههای زاگرس استیلا یافت بلکه باعث گردید که خطر یورش ایلامیان به سرزمین بین النهرین تا مدتهای مدید ازمیان برود.وی به حمله ای به آنها از طریق فتح ناحیه کازالو،درخاوردجله اشاره دارد.

از مطالب کتیبه ای ازسارگون درمورد پیروزی برفرمانروای ورهشه چنین بر می آید که این ایالت متحد ایلام،خود نیز اتحادی از قسمتهای جداگانه بوده است.درکتیبه نام فرمانروای مغلوب نیامده است.ولی نام برادرفرمانروا ونیزقاضی ورهشه ذکر شده است.نکته مهم اینجاست که ورهشه خود نائب السلطنه ای داشته که پس از پیروزی اکدها به شخصی به نام "سیدگو"انتقال می یابد .در کتیبه ای دیگر که پس ازمدتها وگذشت زمانی نسبتا" طولانی از تهیه کتیبه نخست درلشکرکشی دیگری ازجا نب فرمانروای اکد به شرق سرکش نوشته شده است.نام چندین تن از افرادی راکه درکتیبه نخست آمده بود،دوباره ذکر می کند ودرمیان آنها نام نائب السلطنه سیدگو نیز به چشم می خورد.از اینروشخص مذكوربايدنقش مهمي رادرسياست ورهشه بازي كرده  وبعنوان نايب السلطنه دست نشانده از جانب سارگون به حكومت رسيده باشد.چنين به نظر مي رسد كه سارگون با رضايت كامل حكمرانان شكست خورده را با يكديگر به صورت دست نشانده به حكومت مي گماشت.

تمام اين شواهد نشان مي دهد كه ساختار حكومت ايلام بر اتحاد ميان بخشهاي مختلف پايه ريزي شده بوده است فرمانداران بر ايالات گوناگون فرمان مي راندند.اين فرمانداران زير نظر يك نايب السلطنه حكومت مي كردندونايب السلطنه خود زير نظر پادشاه بوده است.

ایلامیان فرمانداررا"هلمنیک"،نایب السلطنه را"شکناکوم"وپادشاه را"سونکیر"می نامیدند.مانند بسیاری ازامپراتوریها که سریعا" گسترش یافتند،امپراتوری سارگون نیز با همان اولین نشانه شورش فرو پاشیدواو خود قربانی این شورش بود.هنگامیکه ریموش نوه سارگون به حکومت رسید،پادشاه ایلام و ورهشه (هیشپ-راتپ وابل گمش)از فرصت استفاده کردند وبا اتحاد با یکدیگر توانستند استقلال خویش را از نو به دست آورند.لشکر کشی ریموش به شرق وسرکوبی آنها در کتیبه ای ذکر شده است و بنا برآن ورهشه در

مقابل ریموش شکست سختی خورد وهمچنین شوش نیز به دست رزم آوران ریموش افتاد.اما کوه نشینان بدون مبارزه از آزادیشان چشم نپوشیدند .این شورش عملا" به هنگام مرگ منیشتوسو،جانشین ریموش روی داد.کوشش آنان برای سر پیچیدن از فرمان نرام – سین،فرمانروای تازه یا پرهیز از یاری رساندن به او موجب انشعاب وتفرقه در سرزمینهای جلگه ای شد وآنها دست به شورش زدند.با این حال در مدارک کتبی متعلق به حکومت این پادشاه اشاره ای به لشکر کشی نرام-سین به شوش یا قیام ایلام در بین النهرین نشده است.این امر با معاهده ای که میان نرام-سین وپادشاه دست نشانده اوان منعقد گردیده به اثبات میرسد.این مدرک نخستین مدرک مهم تاریخ ایلام است. دلیل عقد این قرارداد به احتمال جلو گیری از خطر تهاجم گوتیهای شمال ایلام به سرزمین بین النهرین بوده است وبه نظر می رسد که لوحه آنرا در معبد اینشوشینک خدای عمده شوش نگاهداری می کرده ا ند .کوتیک اینشوشینک ،که نام وی به صورت پوزوزایشوشینک در منابع اکدی آمده است،اوج قدرت او هنگامی است که وی به عنوان وارث و جانشین بر تخت پادشاهی اوان تکیه زد. وی درارگ مقد س شوش،کارهای عظیم ساختمانی را به انجام رسا نید وهدایای بیشماری را به خدای خود اینشوشینک پیشکش کرد.

دراین زمان گوتیهای ساکن بخشهای مرکزی زاگرس ناآرام گردیدند.به چشم کوهنشینان زمینهای پست بابل همواره جایی بسیار خواستنی می نمود.چنانکه ساکنان ناحیه بابل نیز مساکن ایشان را به این چشم می نگریستند.

گروههای گوتی به ناحیه بابل سرازیر گردیدند،ضربه ای برق آسا برهمسایگان جنوبیشان وارد آوردند،اما تلاش پیگیروبی پروایشان را برای تصرف ناحیه ای که بالاترین آرزویشان بود از دست ننهادند.مقارن این ایام ایلامیان ودودمان اوان آنها از صحنه تاریخ خاور زمین بیرون رفتند.کوتیک اینشوشینک دوازدهمین وآخرین پادشاه اوان بود،وبا زوال ناگهانی او این سرزمین در تاریکی فرو رفت.چنین به نظر می رسد که ایلام نیز مانند بابل زیر موج گوتیان فرو رفت.

منابع

1-تاریخ وتمدن ایلام،یوسف مجیدزاده،مرکزنشر دانشگاهی،1370

2-دنیای گمشده ایلام،والتر هینس،ترجمه فیروز فیروزنیا،انتشارات علمی وفرهنگی1376

3-ایران درسپیده دم تاریخ،جورج کامرون،ترجمه حسن انوشه،انتشارات علمی وفرهنگی1374

4-تاریخ عیلام،پیرآمیه،ترجمه شیرین بیانی،انتشارات دانشگاه تهران،1372

5-میراث باستانی ایران،ن فرای ریچارد،ترجمه مسعود رجب نیا انتشارات علمی وفرهنگی1377

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


شاهان ایلام از سال ۲۲۲۵ تا ۶۴۰ قبل از میلاد؛ بر سرزمین ایلام(حدود این سرزمین از طرف غرب دجله،از طرف شرق پارس و کرمان، از طرف شمال همدان، و از سمت جنوب بوشهر بود)فرمان می‌رانده‌اند. اگرچه نخستین آثار بدست آمده از تمدن ایلامی مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش از میلاد است اما به دلیل نبود مدارک نوشتاری نمی‌توان دربارهٔ حکومت ها و شاهان ایلامی پیش از ۲۲۲۵ اظهار نظر کرد. بیشتر این پادشاهان با فرمان‌روایان بابل، سومر و اکد در جنگ بودند. در سال ۶۴۰ ق.م. آشور بانیپال پادشاه نیرومند آشور ایلام را تصرف کرد. مردم ایلام قتل‌عام شدند و دولت عیلام نابود شد٬ اگرچه دامنهٔ حکومت عیلام تا کرمان و سیستان ادامه داشت و برخی حکومت‌های محلی ایلامی همچنان تا زمان اتحاد با آریایی‌ها و هخامنشیان باقی ماندند (و در نهایت حکومت آشور بدست مادها و بابلیان نابود گشت٬ و بابل نیز بعدها به دست هخامنشیان تصرف شد).

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


2566 تاجگذاری کورش بزرگ :

تاجگذاری نخستین پادشاه خردمند - صلح طلب جهان که پایه گذار اصلی سازمان ملل متحد و سازمان جهانی حقوق بشر امروز در آن روزگار بوده است . در روزگاری که شاهان و رهبران کشورهای دیگر دست و پاهای و گردن قطع می نمودند و زنا و فحشا و فساد سمبول تمدنهای باستانی آن روزگار بود - کوروش بزرگ در ایران ظهور نمود و به حکومت ماد خاتمه داد و از ماد و پارس و پارت ( اقوام ایرانی ) قدرتمندترین کشور جهان آنروزگار را بنا ساخت و  ریشه تجاوز به ایران را خشکانید . وی مردمان را به یکتاپرستی - خرد و دانش - منش و کردار نیک - آزادی انسان در انتخاب دین و باور مذهبی - آزادی اقوام در آزادی زبان و آداب و رسوم خود دعوت نمود . وی پس از ورود به هر کشوری مردمانش وی را ناجی خداوند و فرزند صالح پروردگار خطاب نمودند . نام وی در تورات و قرآن نیز آمده است . در تورات وی به نام کوروش فرزند صالح خداوند نام برده است و در قرآن به نام ذوالقرنین ذکر شده است . کوروش بزرگ یکی از سه ابر مرد جهان معرفی شده است . پس از وی اسکندر و سزار می باشند .

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


          هخامنشیان (700_331)  


                                                     هخامنش(700_675)
 آریارمن (640_615) < ========= چیش پش(675_640)
   اا                                                 کورش یکم(640_600)
   اا===================> کمبوجیه یکم(600_559)
آرشام                                              کورش دوم بنیانگذار امپراتوری ایران (559_529)              
ویشتاسب                                         کمبوجیه دوم (528_523)
                                                    


داریوش یکم (522_486)
خشایارشا یکم (485_465)
اردشیر یکم (464_424)
اردشیر دوم ( 404_359)
اردشیر سوم (358_338)
داریوش سوم (335_331)

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


خلاصه آنچه در آيات از خصايص ذوالقرنين آمده اين است :

1 -  مردي را كه از پيغمبر پرسيدند ذوالقرنين نام داشته يعني اين نام يا لقب را قرآن از خود وضع نكرده بلكه آنان كه در باره ي وي پرسيدند اين نام را بر او اطلاق كردند و از اين روي فرموده است « ويسبلونك عن ذي القرنين »

2 – خداي او را ملك بخشيده و اسباب فرمانروايي و غلبه براي او مهيا كرده است.

3 – اعمال بزرگي را كه وي در جنگهاي عظيم خويش انجام داده اين سه امر است ؛ اول غربي -  از بلاد خود به سوي مغرب متوجه گرديد و تا جايگاهي كه نزد او حد مغروب به شمار مي رفت رسيده و در آنجا خورشيد را بدانسان يافته كه گويي در چشمه اي فرو مي رود. دوم شرقي -  و همچنان پيش رفته است تا به سرزميني رسيده كه آبادان نبوده و در آن قبايل بدوي سكونت داشته اند. سوم , به جايگاهي رسيده است كه در آن تنگناي كوهي بوده است و از پشت كوه گروهي موسوم به ياجوج و ماجوج ساكن بوده اند كه بر اهالي اين سرزمين از هر سو مي تاختند و به غارت مي پرداختند و آنان مردمي وحشي و محروم از مدنيت و خرد بوده اند.

4- پادشاه در تگناي كوه براي حفظ مردم از دستبرد و غارت ياجوج و ماجوج سدي بنيان نهاد.

5 – اين سد تنها از سنگ و آجر ساخته نشد بلكه در آن آهن و مس نيز به كار رفت از اين روي سدي بلند برآمد بدانسان كه غارتگران از دستبرد بدان عاجز آمدند.

6 – اين پادشاه به خداي و به آخرت ايمان داشت.

7 – پادشاهي دادگر بود و نسبت به رعيت عطوفت داشت , و هنگام كشورگشايي و غلبه قتل و  كينه ورزي را اجزات نمي داد از اين رو زماني كه بر قومي در غرب چيره شد پنداشتند كه او هم مانند ديگر كشورگشايان خونريزي آغاز خواهد كرد ولي او بدين كار دست نبرد بلكه به آنان گفت : هيچ گونه بيمي پاكان شما در دل راه ندهند و هر يك از شما كه عملي نيكو كند پاداش آنرا خواهد ديد. با آنكه آن قوم بي ياور و دادرسي در چنگال قدرت او بودند با ايشان شفقت كرد وبه دادگري و نيكوكاري دل آنان را بدست آورد.

8 – به مال آزمند نبود زيرا هنگامي كه براي پي افكندن سد , مردم خواستند به گردآوري مال پردازند از قبول آن امتناع كرد و گفت آنچه را خداي به من ارزاني داشته مرا از اموال شما بي نياز مي ند ليكن مرا به قوت بازو ياري دهيد تا براي شما سدي آهنين بسازم.

+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 


+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  | 



(دشتستان) واقع در بخش مركزي شهرستان دشتستان یکی از آثارهای تاریخی و ازنقاط ديدني استان بوشهر در جنوب ايران است.
«گوردختر دشتستان» گور دختر یعنی دختر گبر يا زرتشتي در خاور جاده برازجان به كازرون قرار دارد كه بناي آن دارای سقف و بدنه سنگی شبیه آرامگاه كوروش بزرگ هخامنش در دشت پاسارگاد است .این بنا یادآور عصر هخامنشی است و قدمت منطقه برازجان را تایید می‌نماید. گفته‌اند که این بنا آرامگاه دختر یا خواهر کوروش است. درخاور گور دختر بقایای کوشک اردشیر
ساساني دیده می‌شود.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   ساعت   توسط آرش روزگار  |