تبليغاتX
ایران کهن
ایران باستان


ایران کهن










معبد آناهیتا ،  کنگاور | Anahita Temple, Kangavar

معبد آناهیتا در مرکز شهر کنگاور در مسیر همدان به کرمانشاه قرار دارد. این بنا روی تپه‌ای طبیعی ساخته شده است. 

معبد آناهیتا متعلق به آناهیتا، الهه پاکی و محلی برای نیایش آب بوده که یکی از چهار عنصر مقدس و مورد احترام ایرانیان باستان است.

آناهیتا ایزد بانوی آب‌های روان، زیبایی، فراوانی و برکت در دوران پیش از اسلام بوده است.

برخی از محققین، این بنا را کاخی ناتمام برای خسرو پرویز معرفی کرده‌اند. عده‌ای نیز زمان ساخت آن را به اواخر سده سوم و آغاز سده دوم قبل از میلاد و عده دیگر آن را به سده اول قبل از میلاد نسبت می‌دهند.

این معبد که برای استفاده از آب رودخانه شاپور در 6 متری زمین قرار دارد، به صورت مکعب است و دیوارهای این معبد از سنگ‌های بزرگی بنا شده اند که بین سنگ‌های حجاری شده هیچ ملاتی وجود ندارد و این سنگ‌ها توسط بست‌های آهنی به هم متصل شده اند.

این ب‍ن‍‍ا ب‍ر پ‍ش‍ت‍ه‌‌‌ا‌ی‌ ‌از ص‍خ‍ره‌ ق‍ر‌ار گ‍رف‍ت‍ه‌ که‌ د‌ار‌ا‌ی‌ 220م‍ت‍ر طول‌ و 210م‍ت‍ر ‌ع‍رض‌ ‌اس‍ت‌ و ض‍خ‍‍ام‍ت‌ دی‍و‌ار م‍ح‍ی‍ط‍ی‌ ‌آن‌ به‌ 5/18 م‍ت‍ر م‍‍ی‌‌رسد.

در قسمت جنوبی بنا، پلکان دو طرفه‌ای به درازای 154 متر وجود دارد. هر دو تا پنج پله، در یک بلوک سنگی ایجاد شده است. تعداد سنگ پله‌ها در پلکان شرقی 26 پله و در پلکان غربی 21 پله است.

جوی‌های سنگی آب رودخانه را میزان کرده و به طرز باشکوهی به آبگیری وسط معبد هدایت می‌شده. نوع تقسیم آب و جریان آب درون معبد یکی از شگفتی‌های مهندسی در آن دوران می‌باشد تا این عنصر مقدس را به زیباترین شکل ممکن به نمایش بگذارند.

در چهار طرف معبد دالان‌هایی تعبیه شده که در کف این آن‌ها جوی‌های آب به صورت رفت و برگشت آب را به وسط معبد هدایت می‌کرده.

در وسط معبد فضایی وجود دارد که آب از این جوی‌ها در آن جمع شده و استخر کوچکی حدوداً در ابعاد 10 در10 و عمق 20 سانتی متر را پر آب می‌کرده.

در دو طرف بالای معبد آناهیتا سر چهار گاو در هر طرف به صورت رو به روی یکدیگر قرار دارد که در زمان آبگیری این معبد عکس سر گاوها روی آب نقش می‌بسته است.



دی‍و‌ار م‍ح‍ی‍ط‍ی‌ ک‍ه‌ س‍ت‍ون‍‍‌ه‍‍ا ب‍ر ‌آن‌ و‌اق‍‍ع‌ ش‍ده‌ خ‍ود ‌از دو ق‍س‍م‍ت‌ ت‍ش‍ک‍ی‍ل‌ ش‍ده، ق‍س‍م‍ت‌ د‌اخ‍ل‍‍ی‌ ک‍ه‌ ب‍‍ا ‌اس‍ت‍ف‍‍اده‌ ‌از س‍ن‍گ‍‍‌ه‍‍ا‌ی‌ ق‍ل‍وه‌ و لاش‍ه‌ ب‍ه‌ ‌اب‍‍ع‍‍اد و ‌ان‍د‌ازه‌‌‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ و م‍لاط گ‍چ‌ س‍‍اخ‍ت‍ه‌ ش‍ده‌ و ق‍س‍م‍ت‌ خ‍‍ارج‍‍ی‌ ب‍ه‌ وس‍ی‍ل‍ه‌ ی‍ک‌ ردی‍ف‌ س‍ن‍گ‌ ت‍ر‌اش‌ ن‍م‍‍اس‍‍از‌ی‌ شده‌ ‌اس‍ت‌.

‌ارت‍ف‍‍ا‌ع‌ ‌ای‍ن‌ دی‍و‌ار ن‍ی‍ز ب‍‍ا ت‍وج‍ه‌ ب‍ه‌ ش‍ی‍ب‌ ص‍خ‍ره‌‌‌ا‌ی‌ ک‍ه‌ رو‌ی‌ ‌آن‌ ق‍ر‌ار گ‍رف‍ت‍ه‌ ‌اس‍ت‌ در ق‍س‍م‍ت‍‍‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍خ‍ت‍ل‍ف‌ م‍ت‍‍غ‍ی‍ر ب‍وده‌ و ‌از چهار م‍ت‍ر ت‍‍ا 12م‍ت‍ر ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ ب‍‍ع‍ض‍‍ی‌ م‍ح‍ق‍ق‍ی‍ن‌ ب‍‍ا ‌اس‍ت‍ن‍‍اد ب‍ه‌ ب‍رخ‍‍ی‌ م‍ح‍‍اس‍ب‍‍ات‌ ‌ای‍ن‌ ‌ارت‍ف‍‍ا‌ع‌ ر‌ا در ض‍ل‍‍ع‌ ج‍ن‍وب‌ ‌غ‍رب‍‍ی‌ ت‍‍ا 18 م‍ت‍ر ت‍خ‍م‍ی‍ن‌ م‍‍ی‌‌زن‍ن‍د.

از دی‍گ‍ر ب‍خ‍ش‌‌‌ه‍‍ا و ‌ع‍ن‍‍اص‍ر ‌اص‍ل‍‍ی‌ ب‍ن‍‍ا‌ی‌ م‍‍ع‍ب‍د ‌آن‍‍ا‌ه‍ی‍ت‍‍ا‌ی‌ ک‍ن‍گ‍‍اور م‍‍ی‌‌ت‍و‌ان‌ ب‍ه‌ ص‍ف‍ه ‌آن‌ ‌اش‍‍اره‌ ک‍رد.

‌آن‍چ‍ه‌ ‌از ‌ای‍ن‌ ب‍خ‍ش‌ ب‍‍اق‍‍ی‌ م‍‍ان‍ده‌ و در ک‍‍اوش‌‌ه‍‍ا‌ی‌ ب‍‍اس‍ت‍‍ان‌‌ش‍ن‍‍اس ‍‍ی‌ م‍ش‍خ‍ص‌ ش‍ده،‌ دی‍و‌ار‌ی‌ ‌اس‍ت‌ در ض‍ل‍ع‌ ج‍ن‍وب‍‍ی‌ ص‍خ‍ره‌ ک‍ن‍گ‍‍اور ک‍ه‌ در ب‍خ‍ش‌‌‌ه‍‍ا‌ی‌ ش‍رق‍‍ی‌ و ‌غ‍رب‍‍ی‌ ‌اطر‌اف‌ ص‍خ‍ره‌ ‌اث‍ر‌ی‌ ‌از ‌آن‌ ب‍ر ج‍‍ا‌ی‌ ن‍م‍‍ان‍ده‌ ‌اس‍ت‌.

ض‍ل‍‍ع‌ ش‍م‍‍ال‍‍ی‌ ن‍ی‍ز‌ م‍ورد ک‍‍اوش‌ ق‍ر‌ار ن‍گ‍رف‍ت‍ه‌ و ت‍ن‍‍ه‍‍ا در ض‍ل‍‍ع‌ ج‍ن‍وب‍‍ی‌ ‌آن‌ دی‍و‌ار‌ی‌ ب‍‍ا ق‍طر 5/9م‍ت‍ر و طول‌ 93 ب‍ه‌ ص‍ورت‌ ی‍ک‌ س‍ک‍و ب‍‍اق‍‍ی‌ م‍‍ان‍ده که رو‌ی‌ ب‍ق‍‍ای‍‍ا‌ی‌ دی‍و‌ار ‌آث‍‍ار‌م‍رب‍وط ب‍ه‌ م‍‍ع‍م‍‍ار‌ی‌ ی‍ک‌ ح‍م‍‍ام‌ س‍ل‍ج‍وق‍‍ی‌ م‍ش‍خ‍ص‌ ‌اس‍ت‌.

م‍ص‍‍ال‍ح‌ ‌ع‍م‍ده‌ ‌ای‍ن‌ دی‍و‌ار ر‌ا س‍ن‍گ‌ ‌غ‍ی‍ر ح‍ج‍‍ار‌ی‌ ش‍ده‌ و ض‍خ‍ی‍م‍‍ی‌ ت‍ش‍ک‍ی‍ل‌ م‍‍ی‌‌د‌ه‍د ک‍ه‌ ب‍‍ا ‌اس‍ت‍ف‍‍اده‌ ‌از م‍لاط گ‍چ‌، رو‌ی‌ ‌ه‍م‌ ت‍ث‍ب‍ی‍ت‌ ش‍ده‌‌‌ان‍د.



‌آخ‍ری‍ن‌ ب‍خ‍ش‌ ‌از م‍‍ع‍م‍‍ار‌ی‌ ب‍ن‍‍ا‌ی‌ ک‍ن‍گ‍‍اور ر‌ا ب‍ق‍‍ای‍‍ا‌ی‌ م‍‍ع‍م‍‍ار‌ی‌ ف‍ر‌از ت‍پ‍ه‌ ت‍ش‍ک‍ی‍ل‌ م‍‍ی‌‌د‌ه‍د، ‌ای‍ن‌ ب‍خ‍ش‌ ش‍‍ام‍ل‌ دی‍و‌اره‌‌‌ا‌ی‌ ب‍ه‌ ق‍طر 6 م‍ت‍ر ‌اس‍ت‌ ک‍ه‌ م‍ح‍دوده‌‌‌ا‌ی‌ در ح‍دود ی‍ک‍ ه‍ز‌ار و 200م‍ت‍ر م‍رب‍‍ع‌ ر‌ا ش‍‍ام‍ل‌ م‍‍ی‌‌ش‍ود ک‍ه‌ در ج‍‍ه‍ت‌ ش‍رق‍‍ی‌ ‌غ‍رب‍‍ی‌ س‍‍اخ‍ت‍ه‌ ش‍ده‌ است.

در تابستان سال ۱۳۴۷ برای نخستین‌بار هیئتی در تپه ناهید کنگاور به کاوش‌های باستان‌شناسی پرداخت.

پس از بررسی‌های اولیه مشخص شد که از مجموع تپه ، تقریباً حدود 53 هزار متر مربع به بنای تاریخی اختصاص دارد که به جز چند سر ستون شکسته و تعدادی حجاری‌های پراکنده در کنار کوره‌های آهک‌پزی که چند سال قبل از آن تعطیل شده بود چیز دیگری مشهود نیست.

اعضای هیئت عکس هوایی کنگاور را که در سال ۱۹۳۲ میلادی تهیه شده بود، پس از تعبیر و تفسیر و یافتن گرته و اثری از امتداد ابهام آمیز دیوار و صفه تاریخی مدفون، مورد استفاده قرار داد و موفق گردید بخشی از دیوار شرقی را در آن تشخیص داده و پس از کاوش، آن قسمت از صفه را از خاک ایام آزاد نماید.

با آغاز فعالیت‌های هیأت کاوش معبد آناهیتا در سال ۱۳۴۷ و پس از خرید و تخریب منازل مسکونی بالای تپه و اطراف آن نقشه و موقعیت مکانی این بنای تاریخی تهیه شد.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/29 ساعت 4:30 بعد از ظهر  توسط آرش   | 


مصر باستان:

2500 سال قبل از فرمانروایی Julius Caesar ، مصر باستان قدرت مهندسی آن دوران را به شکل بی سابقه و ماهرانه ای در اختیار داشت.معابد مصری ، استحکامات نظامی ، هرم های پر رمز و راز مصری، و مکانهای دیگری که هرگز مشابه آنها ساخته نخواهد شد!این بخش شامل حدود دو ساعت موشکافی و گشت و گذار در آن دوران مصر و رازهای ساختن اهرام ثلاثه مصر و راجع به  معماران و مسببین آنها می باشد.

http://mymarket.ir/pic/36675-Egypt%201.jpg










یونان باستان:

تمدن غرب تحت تاثیر بسیاری از فرهنگ ها و تمدن هاست ولی تمدن یونان نقش بسزایی در آن دارد.زیر بنای تمدن یونان به حدود 3000 سال قبل از تاریخ اروپا باز می گردد.فیلسوف هایی مانند سقراط و ارسطو ، و خدایان کوه المپ را می توان از عوامل مهم ایجاد دموکراسی و گسترش فرهنگ یونان باستان نامید.این قدرت به همراه قدرت مردم دست در دست هم و دوشادوش شاهکارهای جاودانه ای را در جهان ساختند.به عنوان مثال می تون به Tunnel of Samos اشاره کرد که با طولی بیش از 1000 مایل از میان کوهستانی بزرگ از سنگ آهک سخت ، آبراهی گشت تا به مقبره Agamemnon و به پارتنون برود.در این مجموعه زیر بنای دانش معماری یونان باستان مورد تحلیل قرار خواهد گرفت.

*Agamemnon : آگاممنون‌ پادشاه‌ مایسنا که‌ منازعه‌ ی او با آشیل مقدمه‌ی داستان‌ حماسی‌ ایلیاد است‌ .

*Parthenon : پارتنون‌ ، معبد خدای‌ آتنا در آتن‌ است.


http://mymarket.ir/pic/75849-6.JPG

http://mymarket.ir/pic/19145-7.JPG


ایران باستان:

در این مجموعه این طور گفته می شود:"ایران باستان را می توان مبهم ترین تمدن جهان دانست.امپراطوری ایران توسط کوروش بزرگ  و با ایجاد سیاست مذهبی و تغییرات فرهنگی و تربیتی پرورش یافت.یکی از شاهکارهای دوران باستان در ایران ایجاد و ابداع روش جدیدی برای مدیرت آب بود که در زمین همواری به وسعت 1500 مایل ایجاد شده بودو  و یک کانال که توسط رود نیل به دریای سرخ متصل می شد.(کانال سوئز) داریوش بزرگ به دلیل اهمیت راه دریایی میان مصر و ایران دستور ساخت آبراهی میان دریای سرخ و دریای مدیترانه را از راه نیل در اواخر سده? ششم پیش از میلاد داد تا کشتی‌های ایرانی بتوانند به راحتی از آن عبور کنند. سرپرستی ساخت این آبراه را مهندس «ارتاخه» از مهندسان ایرانی عصر هخامنشی به عهده داشت.
از شاهکارهای دیگر ایران باستان می توان به یکی از عجایب هفتگانه اشاره نمود،آرامگاه قالیکارپناسوس یکی از عجایب هفتگانه جهان می باشد. این آرامگاه میان سال‌های ??? تا ??? پیش از میلاد برای پادشاه آن محل که ماسول نام داشت ساخته شد. محل ساخت آن هالیکارناسوس (بودروم امروزی در ترکیه) است. آرامگاه آرتمیس دوم کاریا که خواهر و همسر ماسول بود نیز در همین ساختمان است. رقابت بین ایرانیان و یونان باستان همواره وجود داشت و همین امر سبب جنگ سی ساله معروف بین دو تمدن بزرگ گشت که حاصل این جنگ این جهانی است که در آن زندگی می کنیم.


http://mymarket.ir/pic/30059-6666.jpg

http://mymarket.ir/pic/24554-55455.JPG


امپراتوری روم شرقی(بیزانس):


بنیانگذار امپراتوری بیزانس (امپراتوری هزار ساله روم شرقی) کنستانتین یکم بود.روم پس از چند شکست سخت در جنگ‌های با ایران، برای اداره و برون رفت از مشکلات جنگ‌های ایران و روم  علاقه‌مندی‌هایی که در شام داشتند، در روزگار کنستانین، پایتخت امپراتوری را از رم به دهکده بیزانتیوم در کنارِ تنگه  بسفر منتقل کردند. این شهر بعدها به نام کنستانتین(قسطنطنیه) نامیده شد. پس از چندی تئودسیوس کبیر امپراتور روم این امپراتوری را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرد و دو پاره شدن امپراتوری روم در سالِ 395 پس از میلاد را صورت داد.


http://mymarket.ir/pic/30999-M_EngineeringanEmpire-Byzantines.jpg

http://mymarket.ir/pic/88128-450px_Galata_tower.jpg

تمدن کارتاژ:

نام شهری باستانی در شمال آفریقا -جایی که اکنون کشور تونس جای گرفته‌است- و تمدنی که با مرکزیت این شهر پدید آمد بود. جای این شهر در گوشه خاوری دریاچه تونس درامتداد مرکز شهر تونس کنونی بود.تمدن کارتاژ در سده‌های سوم و دوم پیش از زایش مسیح همدوره و هماورد جمهوری روم و در کشاکش با این دولت بر سر چیرگی بر مدیترانه باختری بود. این هماوردی به سه دوره جنگ میان کارتاژ و روم انجامید که به جنگ‌های کارتاژی یا پونیک نامیده‌می‌شود. در همه این جنگ‌ها کارتاژ شکست خورد و از نیرویش کاسته شد و باج‌های هنگفتی که برای کنارگذاشتن جنگ به روم پرداخت اقتصاد آنان را به سراشیب کشاند. سومین جنگ کارتاژی به ویرانی شهر کارتاژ انجامید و رومیان بازمانده سرزمین‌های کارتاژ را به خاک خود چسباندند.



http://mymarket.ir/pic/24989-9.JPG

http://mymarket.ir/pic/81023-12.JPG

تمون آزتک ها:

آزتک‌ها، یک تمدن مزو آمریکایی را در مکزیک مرکزی شامل می‌شدند که دارای اسطوره بسیار غنی بودند.آزتک‌ها خود را بیشتر مکزیکا صدا می‌کردند، که از آن امروزه نام کشور مکزیک مشتق شده‌است.پایتخت آزتک‌ها تنوشتیتلان (Tenochtitlan) نام داشت و از سال ???? تا ????، دوازده نفر بر آن فرمانروایی کردند. پس از جنگهای خونین، در ?? اوت ????، آخرین حکمران آزتک‌ها خود را تسلیم اسپانیایی‌ها کرد.ینان پرستشگاهها و برجها و خانه‌های بسیاری را با مصالح سنگی ساخته بودند . در رشته نجوم، حقوق و حکومت ، پیشرفت کرده بودند . در بسیاری از هنرها و پیشه‌ها صاحب مهارت شده بودند . به موسیقی ، رقص، نمایشنامه، و ادبیات علاقه‌مند بودند.گذشته از اینها آزتک‌ها چندین باغ گیاه‌شناسی یا گیاه پروری داشتند که اروپائیها تا آن زمان با چنین چیزی آشنا نشده بودند. در سرزمین آزتک‌ها شبکه بزرگی برای آبیاری زمینهای کشاورزی ایجاد شده بود. صنعت بافندگی ، شکل گرفته بود. در میان این مردم ، تاسیساتی مانند تیمارستان با پزشکان و جراحان متخصص وجود داشت. اینان تمدنی بس شگفت انگیز داشتند.


http://mymarket.ir/pic/91931-10.JPG

http://mymarket.ir/pic/63319-11.JPG



تمدن چین باستان:

چین باستان تمدنی بسیار قدیمی است.زمان این تمدی به 3500 سال پیش باز می گردد.تمدن چین یکی از قدیمی ترین تمدن های موجود و ادامه دار تاریخ بشریت است.
دیوار چین یا دیوار بزرگ چین، یک بنای عضیم چینی است که حدود 4000 مایل طول دارد. ساخت آن حدود ???? سال، یعنی از قرن دوم قبل از میلاد تا قرن هفدهم (میلادی) ادامه پیدا کرد و به منظور مقابله با هجوم اقوام مهاجر عشایر، همچون مغول‌ها، ترک‌ها و هون‌ها ساخته شده بود.


http://mymarket.ir/pic/42356-18.JPG

http://mymarket.ir/pic/35519-19.JPG


تمدن روسیه:

امپراتوری روسیه دولتی بود که از ?? اکتبر ???? تا سرنگونی آن در ? مارس ???? به دست انقلاب فوریه سرکار بود. نام حاکم این امپراتوری «تزار» بود.پایتخت این امپراتوری سنت پترزبورگ بود و زبان رسمی آن روسی بود.اولین پادشاهش, پطر کبیر و آخرین آن, نیکلای دوم بود.



http://mymarket.ir/pic/89042-13.JPG

http://mymarket.ir/pic/43423-14.JPG

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/07/21 ساعت 4:46 بعد از ظهر  توسط آرش   | 


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.


آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند .


آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .


آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .


آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خ*** امروزي نام دارد .


آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .


آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .


آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .


آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .


آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .


آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .


آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )


آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .


آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..


آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .


آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .


آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .


آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .


آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .


آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .


آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .


آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .


آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .
*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***

این فقط گوشه ای از تاریخ عظیم ماست

+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/13 ساعت 2:11 بعد از ظهر  توسط آرش   | 


این سؤالی است که بسیاری از آشنایان به تاریخ ایران، چه داخلی و چه خارجی، مطرح کرده اند. پس از آن که اعراب سرزمینهایی را گشودند، چرا فقط ایرانی، ایرانی باقی ماند و سایرین در دنیای عرب مستحیل شدند؟ برای نمونه مصر را ببینیم، یک تمدن بسیار کهن؛ به همراه سومر یکی از دو کهنترین تمدنهای دنیا. این سؤالی است که چندی پیش یک دانشمند عرب شناس هلندی، استاد زبان و تاریخ عرب در دانشگاه (لیدن)، با شگفتی از من کرد. جوابش مفصل است، ولی برای فهم موضوع خوب است خیلی کوتاه به آن پرداخته شود. واقعیت آن است که ایرانیان با آوردن اسلام، تغیری بنیادی در بعضی از شؤن پدید نیاوردند. اعتقاد به پروردگار یکتا بر جای خود ماند، و ابلیس به جای اهریمن نشست. آتشکده تبدیل به مسجد گردید. نمازها و نیازها تنها تغییر شیوه دادند، و حتی در جاهایی نماز به زبان فارسی خوانده شد. نامهای قدیمی جابجا حفظ گردید و رسمهای کهن چون نوروز، سده و مهرگان و غیره بر جای ماندند. سبک معماری بناهای ساسانی متروک نشد، و موسیقی باربدی و نکیسایی نیز نشانه هایی از خود بر جای نهاد، یاد ایران باستانی از حافظه ها نرفت.

شاعران شعوبی افتخارهای گذشته را به سرودن آوردند. خلاصه «ایرانیت» در عمق روح ایرانی لانه خود را نگاه داشت و ماندن آن را مغایر با دین جدید ندید.

پس از مدتی کوتاه زبان فارسی دری سر برآورد، اندکی بعد شاهنامه نیز که سند اصالت ایرانی و تضمین ادامه حیات او بود سروده شد. ایران گذشته با ایران بعد ازاسلام پیوند خورد. اینها همه گفته شده و تکرارش در حد یادآوری است، ولی بد نیست بدانیم چرا؟

ایرانی برای حفظ حیات ملی خود، دنبال یک نیروی جانشین می گشت، و فرهنگ را جانشین سیادت سیاسی کرد. قضیه به نوع دیگری حل شد.

اما مصر، به رغم سه هزار سال تاریخ پیشینش، با آمدن اسلام، هیچ اثری از تمدن دوران فرعونی بر جای نگذارد. همه آن دوران سه هزار ساله به صورت یک صندوق فسرده سربسته درآمد. اگر درقرن نوزدهم ناپلـئون به سراغش نرفته بود، چه بسا که به زودی ها آن دوره را به حساب خود نمی آورد.

تفاوت را باید در تفاوت میان دو تمدن مصر و ایران و روحیه مصری و ایرانی جست.

نوع تمدن مصر فرعونی به گونه ای نبود که بتواند با تغییر دین پایدار بماند. نخست آنکه فاصله میان دین فرعون و اسلام زیاد بود. دیگر آنکه کل شخصیت مصر بر مذهب متکی بود، نه ملیت. وقتی قرار شد که آن یک برود، دیگر جایی برای پافشاری این یک باقی نمی ماند. ارباب انواع پرستی مصریان به هیچ وجه نمی توانست راه میانه و سازشی با اسلام پیدا کند.

پرستش انواع حیوانات چون سگ و شغال و عقاب و کرکس و جعل و گاو... و ایزدانی به نامهای روت و هاثور (گاو ماده) و توت (ایزد نگارش) و آمولیس خدای مومیایی، وره (خورشید)، و اوزیریس... که هر یک نماینده عنصری بودند، دنیای اعتقادی آنان را به صورت یک باغ وحش درآورده بود.

فرعون، یک بشر، نماینده آسمان بر زمین شناخته می شد، برخوردار از الوهیتی که قابل پرستش باشد. گذشته از این تمدن مصر، تمدن مردگی بود، نه زندگی. یعنی همه فکر و ذکر فرد بر گرد دنیای دیگر می گردید. هرچه مردم در این جهان می کردند، حتی آبادانی و سازندگی، به قصد دنیای دیگر می کردند. پایداری و راحت را در آنجا می جستند. همه چیز بر یک اندیشه تمرکز می یافت، و آن مرگ بود اهرام برافراشته می شدند تا فرعون را در آن بیارامند و برای او پس از مرگ همان زندگی این جهانی را تدارک ببینند. انواع خوردنی و وسایل زندگی در کنارش می گذاشتند تا در عالم دیگر او را به کار آید.

بدین گونه است که می بینیم با آمدن اسلام هیچ اثری از تمدن پیشین در مصر باقی نماند (البته پیش از آن مسیحیت مقداری از آن را زدوده بود) حتی نام کشور تغییر کرد و از نام پیشین که کمیت بود (به معنای سرزمین سیاه) به کلمه عربی مصر تبدیل گردید. نام مکان ها و انسان ها همگی به عربی درآمدند. تفاوت ماهیت تمدنی ایران و مصر را در این چند مورد خلاصه کنیم:

1-         مصر: کشور دخمه های تاریک. ایران: کشور روشنایی، خورشید و آتش.

2-         مصر: کشور ارباب انواع فنا پذیر. ایران: کشور خدای ناپیدای جاودانی.

3-    مصر: همگان در خدمت مرگ. ایران: همه چیز نمودار زندگی، کوشش، کار برای پیروزی بر اهریمن.

4-    مصر: انتظار شادی در دنیای دیگر. ایران: طلب شادی از زندگی این جهانی.(کتیبه داریوش).

5-    مصر: اهرام. ایران: کاخ تخت جمشید و شوش، نماینده اقتدار جهانی-کشوری و چند ملیتی.

6-    مصر: مومیایی پیکر مرده برای حفظ در جهان دیگر. ایران: محو آن به منظور نیالودن زمین و هوا و آب.

جاندار بودن تمدن ایران، موجب پایدار ماندنش شد، و جاندار نبودن تمدن مصر آن را متروک گذارد تا جریان زنده تری جای آن را بگیرد.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/13 ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط آرش   | 


مردمسالاری (دمکراسی) در ایران دوران اشکانیان و تاسیس مهستان به پیشنهاد مهرداد یکم به نوشته مورخان رومی ـ یونانی و ارمنی و تطبیق تقویمها، مهرداد یکم ششمین شاه ایران از دودمان اشکانی یکم مارس سال 173 پیش از میلاد دراجتماع بزرگان ایران اعلام کرد که تصمیم گرفته است کشور دارای یک قانون لاتغییر (اساسی) شود تا حقوق و تکالیف همه در آن روشن باشد. این تصمیم مهرداد مورد تایید حاضران در نشست قرار گرفت و ایران دارای دو مجلس شد که مجموعه آن دو را «مهستان» می گفتند (مه به کسر «میم» به معنای بزرگ). انتخاب ولیعهد از میان شاهزادگان، اعلان جنگ و پیشنهاد صلح، بسیج نیرو، عزل شاه درصورت دیوانه شدن و بیماری ممتد و ...، تغییر اشل مالیاتها و صدور دستور ضرب سکه با تصویر تازه، تعیین شاهان ارمنستان، تایید تشریفاتی (ضمنی) شاهان پارسی تبار (از دودمان هخامنشیان) سرزمین پنتوس (منطقه ساحلی جنوب دریای سیاه در آناتولی به پایتختی شهر سینوپ) و انتصاب فرمانده کل ارتش برای یک دوره معین و یا مدیریت جنگ از جمله اختیارات مهستان بود. مهستان در موارد متعدد شاهان اشکانی را جابجا کرد و در عین حال حامی سنت های بومی مناطق مختلف ایران بود در آنجا صدای همه اقوام ایرانی شنیده می شد . ارد بزرگ متفکر برجسته ایران می گوید : مهستان ، برآیند خرد مردم آزادیخواه ایران بود .
دردوران اشکانیان (پارتیان) که علاقه مند به اندیشه های فلاسفه بزرگی نظیر آرشیت و ورتا ( همزمان با سقراط ، افلاطون و ارسطو در یونان ، آرشیت و بانو ورتا از فلاسفه بزرگ ایران و پارت بودند ) بودند مهرداد یکم بر اساس تعالیم این دو فیلسوف ، مردمسالاری را در ایران به شکلی نوین پیاده ساخت . به علاوه، در این دوره ایالات دوردست، ارمنستان و پنتوس خودمختار بودند و لذا ایجاب می کرد که مهستان وجود داشته باشد تا سخن آنها نیز در آنجا شنیده شود. یونان و روم در آن زمان در دست  فرماندهان نظامی دست بدست می شد . جالب است بدانیم مورخان امروز ایتالیا سعی می کنند به دروغ مهستان ایران را اقتباس ایرانیان از رومیان بنامند ! حال آنکه ایجاد مهستان (173 سال پیش از میلاد ـ 2181 پیش) هنوز دولت روم با ایران همسایه نشده بود و دوران نوزادی خویش را طی می نمود . در آن زمان بقایای اسکندریان برمناطق یونانی نشین و مصر حکومت می راندند.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/13 ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط آرش   | 


 ( 15 فوريه سال 1742 ) تزار روسيه و مشاورانش گزارش « كالوشكين » نماينده اعزامي به ايران را از ملاقاتش با نادر شاه به دقت بررسي كردند

نادر در  ماه مه سال 1741 هنگام عبور از راه جنگلي سواد كوه ( مازندران ) با شليك گلوله از داخل جنگل به سويش مورد سوء قصد قرار گرفته بود و اين رويداد عميقاً بر روحيه اش اثر گذارده بود.
 نادر پس از اين تير اندازي كه صدمه اي هم به او وارد نساخت ماه ها در تهران كه شهركي خوش آب و هوا بود اقامت كرد و در همينجا «كالوشكين» موفق به ديدار او شد.
كالوشكين در گزارش خود كه در آرشيو سن پترز بورگ محفوظ است نوشته بود:
ملاقات با نادر بسيار دشوار بود .
 وي چنان از باده پيروزي سرمست است كه صريحا مي گويد كه اگر اراده كند؛ با يك حركت كره زمين را مسخر خواهد كرد.
نادر مردي نظامي است و نمي توان روي تعهدات سياسي او حساب كرد، او با عثمانِي خوب نيست و با ما هم قلبا خوب نخواهد شد،
( به خاطر روح تجاورز گري روس و عثماني و پيشينه اين دو کشور در چشم داشت به خاک ايران و همچنين عشقي که نادر به ايران داشت ،
 هيچگاه به اين دو کشور اطمينان نداشت ، که خود نشان دهنده عمق سياست و درايت نادر شاه مي باشد )
خيلي دشوار است كه بشود با او وارد يك معامله سياسي شد ، زيرا او براي هر مسئله اي راه حل نظامي را ترجيح مي دهد، او عاشق شمشير درخشان ، توپ دور زن ، اسب اصيل و سرباز مطيع است ،
با وجود اين، هروقت كه خسته مي شود از منشي اش كه در جلسات رسمي هميشه حضور دارد مي خواهد كه برايش از ديوان حافظ غزلي بخواند.
نادرشاهُ پادشاهي بود که مرزهاي ايران را به مرزهاي زمان ساسانيان نزديک کرد و پس از قرن ها  ايران را به اقتداري ژرف رهنمون ساخت تا بدانجا که تزار روس به او پيشنهاد اتحاد و فتح اروپا را داد،که با پاسخي تاريخي از طرف نادر مواجه شد :
 ايرانيان هيچگاه در طول تاريخ متجاوز نبوده اند!

+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/13 ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط آرش   | 


         ((  سرو ابرکوه ؛کاشته  اهورایی زرتشت  ))



به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر ؛  کویر ابرکوه یزد را که در می نوردی، به پیرترین ساکن کویرهای جهان خواهی رسید. سرو چهار هزار ساله ابرکوه را می توان مسن ترین موجود زنده ایران کهن  نامید.

ده درخت از بزرگ ترین و کهن سال ترین درختان جهان با هزاران سال قدمت که سالانه هزاران توریست را به خود جذب می کنند، در ردیف میراث طبیعی جهان قراردارند که به تازه‌گی سایت چاینا دیلی اقدام به معرفی آن‌ها کرده است. 

در پی این معرفی سرو ابرکوه پس از مسوسلاه درخت مشهور امریکایی ،  «سرو ابرکوه» در استان یزد با 4000 سال قدمت دومین درخت کهنسال جهان و ارگانیسم زنده در روی زمین شناخته شده است. 
درخت مسوسلاه که کهنسال ترین درخت جهان معرفی شده، حتی از اهرام مصر هم کهن سال تراست. با این حال هنوز هم این درخت زنده است. این درخت در کوهستان‌های کالیفرنیا با دانه‌های کاجی مخروطی شکل‌اش بیش از 46 قرن سن دارد. 



محیط تنه این درخت در روی زمین یازده و نیم متر است و بلندای آن بین 25 تا 28 متر برآورد شده‌است. 

          چو موسم اسپند به ابرکوه رسید . . . 

نماد سرو یکی از مهمترین نماد‌های ایران باستان است که در نقوش تخت‌جمشید نیز به آن اشاره شده است. اهمیت این نماد نشان از توجه ویژه ایرانیان به سرو‌ها دارد و گفته می‌شود که "زرتشت ، چون موسم اسپند به ابرکو رسید، با دست خود بذر سرو بر این دشت فشاند و بر مردمان نوید داد که درختی در آن میان بماند تا ببیند درفش فرزندش بهرام، پادشاه صبح دم رستاخیز را."


زیست‌بوم سرو کهنسال ایرانویج  در معرض تهدید

سرو ابرکوه این روزها از ما گله مند است .  دومین اثر طبیعی ایران است که در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده است با عبور و مرور وسایل نقلیه سنگین از کنار خود و دود ناشی از آن مرگ را در نزدیکی خود حس می کند . 


 در حالی که سه نهاد سازمان متولی حفاظت از میراث ملی، سازمان محیط زیست و شهرداری ابرکوه حفاظت از این اثر ملی را برعهده گرفتند، مشکلات زیادی از جمله خطرات زیست محیطی آن را تهدید می‌کند. 


  سرو ابرکوه در یک محوطه باز شهری قرار گرفته است. هرچند روزگاری این درخت در یک باغ واقع شده بود، اما به ابتکار شهرداری ابرکوه و به خیال این‌که سرو را بیشتر معرفی کند، آن را وارد فضای محصور شهری کرد.

با برچیدن باغ ،مشکلات سر ابرکوه آغاز شد. ابتدا دور آن دیواری کشیدند، اما سازمان محیط زیست دیوار را برچید. سپس با احداث خیابان جدیدی، عبور و مرور وسایل نقلیه از کنار سرو را محیا کردند و از آن زمان نه تنها محیط اطراف زندگی این درخت کهنسال آلوده شد که با عبور وسایل نقلیه سنگین لرزه بر تن و ریشه این درخت هم افتاد. 



پس از جدا کردن سرو از باغی که آن را محصور کرده بود، طرح‌های متنوعی برای ساماندهی درخت انجام دادند. اما به دلیل حضور سه متولی در حفاظت و نگهداری از این درخت، تمامی طرح‌ها یا نمیه‌کاره رها شد و یا در هنگام اجرا به بن‌بست‌های کارشناسی برخورد.

 به راستی مسئول کیست ؟

روزنامه نگاران محلی می گویند سازمان میراث فرهنگی، محیط زیست و شهرداری ابرکوه متولی حفاظت از این درخت کهنسال هستند اما تا کنون هیچ‌کدام به طور متمرکز روی سرو ابرکوه فعالیت‌های حفاظتی نداشتند.

سرو ابرکوه اکنون بدون حفاظت محصور کننده‌ای در دسترس عموم است. هرچند صبح با حضور باغبان‌ها و نگهبانان شهرداری، خطری متوجه این درخت نیست، اما شب‌هنگام کسی از آن حفاظت نمی‌کند و هرکسی به راحتی می‌تواند حتی شاخه‌های آن را بشکند.

عبور خیابان از کنار این سرو مشکلات زیست محیطی آن را دو چندان کرده است. این خیابان که البته عرض چندان زیادی ندارد، محل عبور وسایل نقلیه سنگین از جمله کامیون‌های شهری است. این عبور و مرور هر روز چندبار انجام می‌گیرد و علاوه بر آلوده‌گی زیست محیطی باعث لرزش ریشه‌های سرو ابرکوه هم می‌شود.

ریشه‌های این سرو تا فواصل دوری از خود درخت ادامه دارد و حتی گفته می‌شود که به دلیل تغذیه درخت از باغ‌های اطراف نیاز به آبیاری هر صبح آن نیست. با این تفصیل ماشین‌ها درست از روی ریشه‌های درخت در زیر خیان عبور می‌کنند. 

متاسفانه  سرو ابرکوه به درستی به ایرانیان معرفی نشده است و حتی حضور بی دفاع درخت در شرایط فعلی برای گردشگران تعجب برانگیز است. 

به گفته کارشناسان محیط زیست سرو کهنسال ابرکوه را خطر بیماری تهدید می کند و این سوال مطرح است که این یادگار 4 هزار ساله ایران کهن ، آیا به روزهای پایانی خود نزدیک می شود ؟

       
+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/13 ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط آرش   | 


 دو باره به در خواست شما دوستان از خوصيات عدد 7 تكرار كرديم كه تقديم شما باد

 هفت وادی میترایسم در ایران ( کهن ترین سند تاریخ )

1 ) کلاغ : منسوب به عطارد , نماد هوا و باد

2 ) همسر : منسوب به زهره , نماد آب

3 ) سرباز : منسوب به مریخ , نماد خاک

4 ) شیر : منسوب مشتری , نماد آتش

5 ) پارسا : منسوب به قمر

6 ) خورشید : منسوب به مهر , ستاره صبح

7 ) پیر مرشد : منسوب به زحل    

 

                                           هفت باور نیک ایرانیان باستان ....

1 ) پرستش هرمزد یا اهورامزدا خدای دانای یکتا

2 ) اشویی , پاکیزگی و پارسایی

3 ) سدره و کشتی , بستن نشان خداپرستی برای جوانانی که به سن بلوغ می رسند

4 ) برگزاری آیین و دردگان ( درگذشتگان )

5 ) دستگیری از نیازمندان و تنگدستان

6 ) برگزاری جشنهای ملی و مذهبی

7 ) به جای آوردن نمازهای پنج گانه زرتشت  

 

 از دیگر باورهای کهن ایرانیان که بر پایه هفت می باشد میتوان به این موارد اشاره نمود

هفت ایزدان آریایی

هفت طبقه زمین

هفت طبقه آسمان

هفت ستاره : ماه , تیر , ناهید , خورشید یا مهر , بهرام , برجیس , کیوان

هفت روز هفته...

هفت امشاسپند در دین زردشت ( اشا , وهومنه یا بهمن یا وهمن , اشه وهشتا یا اردی بهشت , خشترا یا شهریور , آرمیتی یا سپندارمذ , هروتات یا خرداد , امرتات یا امرداد ) 

هفت اقلیم , هفت کشوری که در طول تاریخ تحت کنترل ایران بودند :

 

زمین هفت کشور به شاهی تو راست               سپاهی و گاهی و راهی توراست ( فردوسی بزرگ )

 


+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/13 ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط آرش   | 



+ نوشته شده در  شنبه 1389/06/13 ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط آرش   | 


ولنتاین یا سپندارمذگان ؟! 

 وقتی به شروع و چگونگی وقوعش فكر می كنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده می آید!

 اما ظاهرا این گیجی چندان هم عجیب ودور از انتظار نیست، چون عبارت ضربه فرهنگی را چنین تعریف كرده اند:
تغییراتی در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می شود.
این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیكر ملت ما فرود آمد كه جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نفهمیدیم!


 شاید افراد زیادی را ببینید كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غلیظ Americanاش تلفظ می كنند.
اما تعداد افرادی كه از واژه درود استفاده می كنند، بسیار نادر است!
همینطور كلمه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار راحت تر از بدرود در دهان ها می چرخد. ما حتی به این هم بسنده نكرده ایم!
این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت هی خارجی را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر می دانند. سفره هفت سین نمی چینند، اما در آراستن درخت كریسمس اهتمام می ورزند!
جشن شب یلدا كه به بهانه بلند شدن روز، بری شكرگزاری از بركات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، اما همراه و همزمان با بیگانگان روز شكرگزاری برپا می كنند!
همه چیز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، اما حتی اسم سپندار مذگان به گوششان نخورده است.


چند سالی است حوالی 25 بهمن ماه ( 14 فوریه ) كه می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های اجناس كادوئی لوكس و فانتزی غلغله می شود. همه جا اسم Valentine به گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای كه در مورد ولنتاین سوال كنی می داند كه " در قرن سوم میلادی كه مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام كلودیوس دوم. كلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینكه سربازی خوب خواهد جنگید كه مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می كند. كلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود كه هیچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت. اما كشیشی به نام والنتیوس ( ولنتاین ) ، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می كرد. كلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد كه والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود. سرانجام كشیش به جرم جاری كردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می شود ... بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق! "


اما كمتر كسی است كه بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، كه از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!


جالب است بدانید كه این روز در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 4 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز سپندار مذگان یا اسفندار مذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه ) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، مهرگان لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.


سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند.

ملت ایران از جمله ملت هایی است كه زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و كلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی كه ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شكوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریكاییها هستند كه به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می كنند. مردمانی كه چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند كه ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریكاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند كه عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملكرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی كه این روزها مردم كشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریكاییها تقریبا تنها به یك زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.

 

اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل و مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها دو مقوله كاملا جداست. با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینكه ریشه در خاك، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست كه دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش كرده اند!


برای اینكه ملتی در تفكر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی كه در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، كسانی هستند كه توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی كنند و حیات خود را تا ارتفاع یك افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و ایندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یك ملت و تعداد سربازانی كه در جنگ كشته شده اند نیست؛ بلكه ارزشی است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.


شاید هنوز دیر نشده باشد كه روز عشق را از 14فوریه ( Valentine ) به 29 بهمن ( سپندار مذگان ایرانیان باستان ) تغییر دهیم .

+ نوشته شده در  شنبه 1389/05/09 ساعت 5:49 بعد از ظهر  توسط آرش   |